بررسی آمار حضور روحانیون در مجالس اول تا نهم نشان میدهد که در هر دوره از مجلس حضور روحانیون به نسبت مجلس دوره قبل کاهش قابل توجهی داشته است. این آمار نشان دهنده فاصله گرفتن شدید مردم و عدم انتخاب روحانیون توسط مردم برای انتخابات مجلس می باشد. در جمهوری اسلامی روحانیون دیگر ازمحبوبیتی برخودار نیستند.
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
حسین ساکتی طارمسری معروف به استیفان، نوکیش مسیحی که بین سالهای ۹۲ تا ۹۳ به اتهام تبلیغ مسیحیت بیش از یکسال حبس را تحمل و آزاد شدهاست، هنوز مبلغ قابل توجه پول و مدارک شناسایی اش را نتوانسته تحویل بگیرد و تنها جوابی که می شنود «هر وقت آدم شدی» است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، حسین ساکتی طارمسری شهروند نوکیش مسیحی که توسط وزارت اطلاعات بجنورد در تاریخ ۱ مرداد ماه در جنگلهای گلستان بازداشت شد، ابتدا به اداره اطلاعات جاجرم و سپس اداره اطلاعات بجنورد مرکز استان خراسان شمالی منتقل و پس از ۱۵ روز سلول انفرادی و در پی رد صلاحیت دادگاه از خود، پرونده وی با اتهام “برهم زدن امنیت کشور از طریق تبلیغ مسیحیت” به دادگاه انقلاب شهرستان البرز واگذار گردید.
حسین ساکتی طارمسری ضمن اعلام این خبر در جواب این سئوال که مبلغ چقدر بوده و مدارک چه بودهاند به گزارشگر هرانا گفت: “چک های تضمینی بانکی ( چک های بین بانکی) ۱۳۵میلیون تومان و ۱۵ میلیون تومان پول نقد، و مدارک شناسایی شامل شناسنامه، پایان خدمت، و کارت ملی بودهاست.”
این نوکیش مسیحی در ادامه توضیح داد: “هربار که به اداره اطلاعات مراجعه میکنم به من میگویند هر وقت آدم شدی مدارک و مبالغ را به تو پس خواهیم داد.”
وی همچنین افزود: “توسط عوامل اطلاعات در بین مسیحیان، مرا فردی بی هویت معرفی کرده اند و درمیان ایمانداران مورد ترور شخصیتی قرار گرفته ام. ضمنا درپرینت زندان که به من داده اند کدملی مرا نیز به دستور اطلاعات اشتباه تایپ کرده اند تا یک فرد بی هویت باشم.”
آقای ساکتی در پایان تاکید کرد: “نه پولی دارم و نه جایی استخدام میشوم. هویتی هم که ندارم. این زندگی من در این مدت پس از آزادی از زندان است.”
هرانا پیشتر گزارش کردهبود، این شهروند نوکیش مسیحی در تاریخ ۱۵ مرداد ماه به اداره اطلاعات کرج تحویل شد و تا ۴ آبان ماه را در سلول انفرادی بند ۸ زندان رجایی شهر کرج موسوم به بند سپاه (متعلق به وزارت اطلاعات) سپری نمود و سپس به زندان ندامتگاه مرکزی کرج منتقل گردید.
وی در آبانماه سال ۹۲ به شعبه ۶ بازپرسی دادگاه انقلاب کرج به ریاست بازپرس محمدیاری منتقل و از وی در مورد اتهام تبلیغ مسیحیت دفاع آخر به عمل آمد.
حسین ساکتی معروف به استیفان در بند ۷ زندان ندامتگاه مرکزی کرج مکانی همراه بهنام ایرانی، علی معزی و محمدرضا پورشجری نگهداری میشد.
شایان ذکر است، آقای ساکتی طارمسری در تاریخ ۷ آبانماه سال ۹۳ بدون محاسبه مدت زمان بازداشت و بیش از دوماه دیرتر از موعد مقرر از زندان آزاد شد.
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
بهرغم لغو تحریمها علیه ایران، میراث کمرشکن آنها پابرجاست و معاملات بینالمللی با سهولت انجام نمیشود. آمریکا و همپیمانان بزرگش در اتحادیه اروپا با صدور بیانیهای بانکهای اروپایی را به معامله با ایران ترغیب کردند.
آمریکا، بریتانیا، آلمان، فرانسه و مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، روز پنجشنبه (۳۰ اردیبهشت، ۱۹ مه) در بیانیهای مشترک با هدف ابهامزدایی از اثرات لغو تحریمها علیه جمهوری اسلامی، تلاش کردند تا موانع پیشروی معاملات مالی و تجاری بینالمللی با ایران را بردارند.
به گزارش خبرگزاری رویترز، در این بیانیه که از سوی کشورهایی که طرف مذاکره با ایران برای تدوین برجام بودند صادر شده، آمده است: «ما بر سر راه تجارت و فعالیتهای تجاری مجاز با ایران نایستادهایم و هرگز راه شرکتهای بینالمللی و موسسات مالی را برای تعامل با ایران سد نخواهیم کرد، مشروط به اینکه آنها به قوانین وضعشده پایبند باشند.»
مقامهای ایرانی در پی اجرای برجام و لغو تحریمها، بارها تاکید کردهاند که اثرات آن هنوز در اقتصاد کشور ملموس نیست و بانکها و موسسات مالی بینالمللی همچنان هم از ترس مجازاتهای احتمالی، از معامله مشتاقانه با ایران میپرهیزند.
به رغم سرازیر شدن سرمایههای خارجی به سوی بازار منزویمانده ایران، ریسکهای بالای تعامل تجاری با جمهوری اسلامی راه بهرهگیری حداکثری ایران از ظرفیتها و فرصتهای پسابرجام را سد کرده است. جان کری، وزیر خارجه آمریکا و دیگر مقامهای ارشد دولت آمریکا در ماههای اخیر دستکم به ۱۸ کشور سفر کردهاند تا وضعیت را برای آنها شفاف توضیح دهند و راهگشای رونق اقتصادی در ایران باشند.
ابرقدرتها آماده پاسخگویی به سوالات و ابهامات
این بیانیه که از سوی وزارت خارجه آمریکا منتشر شده، تاکید میکند که این چهار قدرت غربی، رهنمودهای مبسوطی درباره دامنه تحریمهای لغو شده و تحریمهای بهجامانده علیه ایران به موسسات مالی جهانی ارائه کردهاند. آنها اعلام آمادگی کردهاند که به همه ابهامها و سوالهای باقیمانده موسسات مالی در ارتباط با تعامل با ایران در اسرع وقت پاسخهای شفاف و روشن دهند.
آمریکا و همپیمانان اروپاییاش در این بیانیه همچنین تصریح کردهاند که «تضمین اجرای کارآمد توافق هستهای، از جمله از راه رساندن منافع لازم به مردم ایران، به نفع ما و به نفع جامعه جهانی است و ازسرگیری تعامل بانکهای اروپایی و تجارت آنها در ایران بخشی از این فرآیند است.»
به گزارش رویترز، ایران از زمان لغو تحریمها تا کنون معاملاتی به ارزش دستکم ۳۷ میلیارد دلار با کمپانیهایی از جمله ایرباس و پژو (فرانسه) و دانیلی (ایتالیا) را نهایی کرده است، اما محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران بارها اعلام کرده که معاملات هنوز به سهولت انجام نمیشود و به رغم لغو تحریمها راه تجارت هنوز هموار نشده است.
آقای ظریف در چند دیدار با همتای آمریکایی خود، جان کری، تلاش کرد تا او را متقاعد کند که با شفافسازی گسترده، بانکهای اروپایی را به ازسرگیری روابط با ایران ترغیب کند. به نظر میرسد صدور این بیانیه از سوی آمریکا، بریتانیا، فرانسه و آلمان از نتایج دیدارهای محرمانه این دو معمار ایرانی و آمریکایی توافق تاریخی برجام است.
اگرچه آمریکا تلاش میکند تا بانکهای اروپایی را به تعامل با ایران ترغیب کند، همچنان در نتیجه تحریمهایی که به خاطر نقض حقوق بشر و حمایت از تروریسم از سوی آمریکا علیه ایران اعمال شدهاند، هرگونه تعامل تجاری با ایران برای بانکهای آمریکایی ممنوع است. این کشورها همچنین از ایران خواستهاند تا برای برونرفت از وضعیت کنونی، بر جاذبههایش برای سرمایهگذاری خارجی بیافزاید.
از: دویچه وله
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
محمدصدیق کبودوند، مدیر روزنامه توقیف شده پیام مردم کردستان و مسئول سازمان حقوق بشر کردستان از ۱۹ اردیبهشت ۹۵ در اعتراض به وضعیت بازداشت خود اعتصاب غذا کرده است. او از تیر ۱۳۸۶ در زندان به سر میبرد و بیمار است.
پریناز باغبان حسنی، همسر محمدصدیق کبودوند، به کمپین بینالمللی حقوق بشر در ایران گفته است که دلیل اعتصاب غذای شوهرش، احضار سه باره او در زمستان سال گذشته به دادسرا و تفهیم اتهامات جدید در هر احضار بوده است: «ایشان در اعتراض به این مسئله و این که تجمیع جرائم در پروندهاش اعمال نشده دست به اعتصاب غذا زده است.»
پریناز حسنی در توضیح اتهامات جدید علیه همسرش گفته است: «یک بار به دلیل پیام شادباش برای آزادی کوبانی و نامه به دمیرتاش و درخواست صلح ترکیه با کردها احضار شده است. یک مورد دیگر موضوع پایاننامه دانشگاهی او بوده که در باره نقض حقوق زندانیان در ایران است.»
محمدصدیق کبودوند، در دادگاه انقلاب اسلامی تهران به اتهام “اقدام علیه امنیت ملی” از طریق تشکیل و اداره سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان به ده سال حبس و به اتهام “تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی” از طریق ارتباط و مراوده با سازمانهای بینالمللی حقوق بشر و ارتباط و مکاتبه با کوفی عنان دبیرکل وقت سازمان ملل متحد و گفتوگو با رسانههای عمومی، به یک سال حبس و جمعاً به یازده سال حبس محکوم شد. این حکم در شعبه ۵۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران مورد تأیید قرار گرفت و قطعی شد.
بیشتر بخوانید: انتقال کبودوند به بیمارستان بعد از ۵۶ روز اعتصاب غذا
محمدصدیق کبودوند میتواند با اجرای ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی آزاد شود اما دادگاه تجدید نظر استان تهران حکم یازده سال زندان او را تایید کرد. با آنکه این روزنامهنگار زندانی نیز میتواند با اجرای ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی (تصویب شده در سال ۱۳۹۲) از زندان آزاد شود، اما مقامات ایرانی از آزادی وی جلوگیری میکنند.
۹ سال زندان، یک بار مرخصی
محمدصدیق کبودوند میتواند با اجرای ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی آزاد شود اما دادگاه تجدید نظر استان تهران حکم یازده سال زندان او را تایید کرده است.
او در دوران محکومیت خود از حقوق عادی یک زندانی مانند مرخصِی، ملاقات حضوری و درمان پزشکی مناسب و بههنگام محروم بوده و طی ۹ سال زندان تنها یک بار به مرخصی آمده است.
محمدصدیق کبودوند از سال ۱۳۸۲ نشریه «پیام مردم» را به دو زبان کردی و فارسی در تهران و استانهای کردنشین منتشر میکرد و در فروردین ۱۳۸۴ «سازمان حقوق بشرکردستان» را بنا نهاد. او در سال ۲۰۰۹ در مراسم «جوایز مطبوعات بریتانیا» به عنوان «روزنامهنگار بینالمللی سال» برگزیده شد و در زمستان سال ۱۳۸۷ نیز جایزه «هلمن–همت» سازمان دیدهبان حقوق بشر را دریافت کرد.
بیشتر بخوانید: سه سازمان حقوق بشری خواستار آزادی فوری کبودوند شدند
فعالان کرد در دهم تیر ۱۳۹۱ و در پنجمین سالگرد دستگیری کبودوند، کارزاری در “حمایت از او به راه انداختند. سازمانهای مدافع حقوق بشر از جمله عفو بینالملل بارها خواستار آزادی کبودوند از زندان شدهاند.
سازمان گزارشگران بدون مرز در آخرین موضعگیری در ۲۹ اردیبهشت، از وضعیت این زندانی سیاسی ابراز نگرانی کرده است.
رضا معینی مسوول دفتر ایران و افغانستان گزارشگران بدون مرز میگوید: «محروم کردن روزنامهنگاران از دادگاههای عادلانه مغایر با قانونهای داخلی و موازین بینالمللی هستند. این اقدامها نقض فاحش اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق جهانی حقوق مدنی و سیاسی است که ایران نیز از جمله کشورهای امضاکننده آنهاست.»
کبودوند ۵۳ سال دارد و پدر سه فرزند است. او در هفت ماه نخست بازداشت در سلول انفرادی بوده و از بیماریهای ریوی، کلیوی و پروستات رنج میبرد و در زندان چند مرتبه دچار حمله قلبی شده است.
او به همسرش گفته است که اعتصاب غذایش نامحدود خواهد بود و تا زمانی که مسئولان از “پروندهسازی امنیتی” علیه او دست بر ندارند و تا زمانی که قانون تجمیع جرایم در باره احکامش اعمال نشود، به آن ادامه خواهد داد.
از: دویچه وله
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
آقای عبدالفتاح سلطانی،
با تاسف و اندوه فراوان باخبر شدیم که مادر گرامیتان، خانم «سکینه سلطانی» پیش از آخرین بدرود و بوسه گرم با فرزند دلیرش، فوت کردند. یادشان گرامی باد!
از این نابکاران، جز این انتظار دیگری نمیتوان داشت که حتی آخرین دم بودن در کنار مادر را از شما و مادرتان دریغ کنند. به امید روزی که همهی دست اندرکاران در جنایتهای بی شمار جمهوری اسلامی، در دادگاههای عادلانه و علنی محاکمه شوند و امثال شما وکلای متعهد و مسئول که هیچ پیش فرضی جز تعهد به رعایت اصول انسانی ندارید، برای روشن شدن حقیقت و فردایی روشن، همراه و هم پای خانوادهها و همهی دادخواهان باشید.
ما را در غم خود شریک بدانید و تسلیت و همدردی ما را از صمیم قلب پذیرا باشید. سلامتی و آزادی شما و دیگر زندانیان سیاسی را خواهانیم.
مادران پارک لاله ایران
۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۵
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
عبدالکریم لاهیجی و شیرین عبادی در نامههای جداگانه به کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل متحد با اشاره به پرونده علیرضا تاجیکی، خواستار توقف اعدام مداوم نوجوانان در ایران شدند.
آقای لاهیجی، رئیس فدراسیون بینالمللی جامعههای حقوق بشر، و خانم عبادی، وکیل و برنده نوبل صلح، در این نامههای سرگشاده به اعدام قریبالوقوع علیرضا تاجیکی، جوان شیرازی، اعتراض کرده و خواستار توقف آن شدهاند.
علیرضا تاجیکی در سال ۱۳۹۱ در ۱۵ سالگی به اتهام تجاوز (لواط به عنف) و قتل دستگیر شد و قرار بود روز یکشنبه، ۲۶ اردیبهشتماه، در زندان عادل آباد شیراز اعدام شود که اجرای این حکم به طور موقت متوقف شد.
عبدالکریم لاهیجی مینویسد که علیرضا تاجیکی بدون داشتن وکیل و تحت شکنجه در بازجویی اولیه اعتراف کرده و بعدتر این اعتراف را رد کرده است.
لیست پخشبارگذاری
نسرین ستوده که وکالت علیرضا تاجیکی را برعهده دارد، چندی پیش در صفحه فیسبوک خود نوشته بود که در این پرونده نقاط تاریک بسیاری وجود دارد، که حکم اعدام را با شبهات بسیاری مواجه میکند.
آقای لاهیجی در نامه خود با اشاره به آمار بالای اعدام نوجوانها در ایران از یک سو، و عضویت ایران در کنوانسیون حقوق کودک از سوی دیگر، از سازمان ملل متحد خواسته است تا از دولت ایران بخواهد تا اعدام نوجوانها را متوقف کند.
شیرین عبادی نیز در نامه خود به مدیریت یونیسف، خواستار تلاش برای توقف صدور و اجرای حکم اعدام برای کودکان زیر ۱۸ سال شده است.
از: رادیو فردا
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
آیا قرآن از ابتدا دارای منشا آسمانی و الهی است یا محصول یک تاریخ متضاد و بسیار طولانی میباشد؟ آیا قرآن دارای زبان عربی فصیح و روشن و اعجازی عربی است یا از زبانی گنگ و نارسا برخوردار بوده و نتیجه کارپردازی چند سده تلاش سیاسی و دستوری و آوایی و زبانی، بشمار میآید؟ مبلغان روانپریش دینی و رسانههای مبلغ اعتقادات دینی خرافه گرا، قرآن را رویاهای پیامبر، الهام محمد یا کلامی که از طریق جبرائیل از الله به پیامبر ارسال شده است، میدانند. هر یک از این ادعاها جز افسانه گوئی و اوهام پراکنی و اعتقادات ضدخرد، چیز دیگری نیست.
بخش پیشین این مقاله را از اینجا بخوانید.
در چهار شماره پیشین به نقد قرآن و ازخودبیگانگی نسبت به آن پرداخته و به توضیح قرآنهای گوناگون و اهمیت کشف هرمنوتیکی ریشه قرآن اقدام نمودم. در این بخش به هرمنوتیک زبانشناسی قرآن پرداخته، بر نظریه نزول قرآن انتقاد نوشته، بر اهمیت نسخههای صنعا و ضرورت نقد دین تاکید میکنم.
قرآن نازل نشده است
آیا قرآن از ابتدا دارای منشا آسمانی و الهی است یا محصول یک تاریخ متضاد و بسیار طولانی میباشد؟ آیا قرآن دارای زبان عربی فصیح و روشن و اعجازی عربی است یا از زبانی گنگ و نارسا برخوردار بوده و نتیجه کارپردازی چند سده تلاش سیاسی و دستوری و آوایی و زبانی، بشمار میآید؟ مبلغان روانپریش دینی و رسانههای مبلغ اعتقادات دینی خرافه گرا، قرآن را رویاهای پیامبر، الهام محمد یا کلامی که از طریق جبرائیل از الله به پیامبر ارسال شده است، میدانند. هر یک از این ادعاها جز افسانه گوئی و اوهام پراکنی و اعتقادات ضدخرد، چیز دیگری نیست. این اعتقادات بیانگر معنویت و آرمانگرایی و ارزشهای برجسته انسانی نیست، بلکه باورهای ضد علمی، ضد تاریخی و ضد خرد وعقل است. هدف این گونه تبلیغات ایدئولوژیک دینی بازتولید وابستگی روانی به اوهام و احساسات آرکائیک و پاتولوژیک و بازتولید مسخ شدگی و ازخودبیگانگی انسانها میباشد. من در تحقیقات کنونی خود برای اولین بار در زبان فارسی در باره قرآن، نظریه علمی و هرمنوتیک و جامعه شناختی و تاریخی جدیدی مطرح میکنم و تا کنون نشان دادهام که قرآن نه کلام الهی است، نه الهام محمد است، بلکه یک کتاب تاریخی است که طی یک روند ۲۰۰ ساله تنظیم شده است و دارای منشاهای گوناگون دینی و اجتماعی و نوشتاری و زبانی میباشد. این گونه بررسی علمی و هرمنوتیکی از سده نوزدهم در غرب شروع گشته ولی تبلیغات و فشارهای سیاسی و اسلامی حکومتی و نخبگان سنتی و نواندیش اسلامی و نیز دین خوئی روشنفکران چپ و ملی و جمهوری خواه مسخ شده، مانع توسعه این روشهای علمی در دنیای اسلامی شده است. ما روشنفکران ناباور و دانشگاهی با روش علمی و با دقت، کار خود را باید پیگیری کنیم و از فشارها نهراسیم. هدف ما جستجوی حقیقت است، ما تابع روسانتیمان بدوی و انتقام جوئی نیستیم، ما با اتکا به عقل و روش علمی، نادانیها و زخمها و آسیبها و ازخودبیگانگیها و بحرانها را مورد بررسی قرار داده و در برابر هیچ قدرتی تسلیم نمیشویم.
در زمینه قرآن شناسی، ما اعلام نمودیم که این کتاب برخلاف آنچه که خود اعلام نموده، به تاریخ تعلق دارد و خود دارای تاریخ است. قرآن آفریده قدرت الهی و آسمانی نیست، قرآن را انسانها در دورانهای گوناگون بوجود آوردهاند. در باره قرآن، آیات چنین میگویند:
سوره النحل میآورد:
«وما کاملن اگاهیم که میگویند انکس که مطالب این قرآن را به رسول میآموزد، بشری است اعجمی غیر فصیح و رسول این قرآن را خود بزبان عربی فصیح درآورده». (۱۰۳)
سوره الشعرا میگوید:
«واین قرآن به حقیقت از جانب خدا نازل شده. جبرئیل روح الامین نازل گردانید. و آن برقلب تو فرودآورده، تا خلق را متذکر ساخته و از عقاب خدا بترسانی. به زبان عربی فصیح.» (آیههای ۱۹۲ تا ۱۹۵).
در برابر این ادعای قرآنی، بلافاصله بگوئیم که بنابه تحلیل زبانشناسان و اسلام شناسان آکادمیک، بخش مهمی از مطالب این قرآن در ابتدا ناشی از «بشر» غیرعرب خارج از سرزمین حجاز بوده، زبان آغازین قرآن نه عربی بلکه پارههای ناشی از آرامی و سیریاک و عبری بوده، ساختار نوشتار قرآنی طی دویست سال تغییر و تنظیم و دستکاری تهیه شده، و قرآن فاقد فصاحت و روشنایی ساختاری و دستوری و محتوایی محکم میباشد. این ابهامها و ناروشنیها از تاریخ قرآن جدا ناپذیر میباشند. بنابراین به تاریخ واقعی قرآن باید رجوع کرد و با شیوه هرمنوتیک تاریخی و تبارشناسی گسترده به واقعیت آن نزدیک شد. البته همانگونه که در آیه سوره الشعرا مشاهده میکنیم اعلام میشود که خدا قرآن را نازل کرده است و جبرائیل رابطه برای وحی به محمد بوده است. به این ترتیب «قرآن» از نظر قرآن دارای منشا ازلی و الهی و آسمانی است. ما بمثابه جامعه شناس و متفکر علمی نمیتوانیم چنین جزمیات غیرعقلانی را بپذیریم. ازل یعنی چه؟ از نظر واژه شناسی ازل یعنی زمان بی ابتدا. حال زمان بی ابتدای قرآن چیست؟ زمان هستی شناسانه فلسفه؟ زمان پیدایش انسان؟ زمان کهکشانها؟ زمان بیگ بانگ؟ زمان ادیان ابراهیمی؟ زمان از نگاه پتاهوتپ در مصر باستان؟ زمان در فلسفه هندی با چرخههای پیوسته از آفرینش، نابودی و نوزایی جهان؟ زمان افلاتون و ارسطو؟ زمان آلبرت انیشتن و استفن هاوگینگ؟ زمان کانت و هایدگر؟ پرسش ما اینستکه زمان الله چیست؟ آیا از ازل یا از ابتدای هستی قرآن نوشته شده است؟ اگر چنین است پس چرا تمام فضای موجود در قرآن، جغرافیای آن، جدالهای قبایل، خشونت جنگی محمد، قواعد اجتماعی موجود در قرآن، همه و همه با شرایط معین و ویژهای ارتباط برقرار میکنند و در پیوند با زمان مشحص هستند؟ تمام قرآن زمانمند است و بند بند آن با تاریخ ارتباط دارد.
ادعای دین مبنی بر ازلی دانستن و آسمانی دانستن قرآن مورد قبول علم نمیتواند باشد زیرا هیچ نوشتهای از خلاء زاده نمیشود، بلکه محصول یک محیط و تاریخ و زبان انسانهاست. بعلاوه روش ما در بررسی همه ادیان متکی بر معیارهای یگانه علمی است. قرآن مسلمانان به همان شکلی ارزیابی میگردد که سایر کتابهای مذهبی مانند تورات و انجیل و اوستا، مورد تحلیل قرارگرفته شدهاند. قرآن نازل نشده است، قرآن ساخته و تدوین شده است. بینش تاریخی و هرمنوتیک، پشتوانه چنین کشفی است. کتاب دینی را دیدگاه دینی نمیتواند تحلیل علمی کند، کتاب دینی با بینش دانشگاهی و پژوهشگری تاریخی قابل ارزیابی درست است. در نوشتههای پیشین نشان دادیم که قرآن محصول تاریخ است و بطور دقیق، با دلایل فراوان، غیرآسمانی بودن قرآن را شکافتیم. حال در اینجا به کار تبارشناسی تاریخی ادامه میدهیم. تمامی قرآن با انسانها، حوادث، جدالها، منافع گروهی و شخصی، خشونتهای اجتماعی و سیاسی، اساطیر و تابوها، مقررات و سنتهای دوران خود و دوره پیش از تولد خود درگیر است و بنابراین کلام و روح قرآن سرشار از نشانه و بار تاریخ است. قرآن جهانشمول و انیورسال نیست، قرآن بطور عمده بازتابی از دنیای اقوام سامی میباشد.
قرآن با میراث دیگران
دانشمندان بسیاری هستند که قرآن را به بررسی انتقادی سپردهاند و رازهای آن را آشکار ساختهاند. قرآن خود را ازلی و آسمانی و مقدس معرفی میکند، ولی تاریخ این ادعا را نفی کرده و نشان میدهد چگونه بند بند قرآن از دادهها و پدیدهها تاثیر گرفته است. یک کتاب دینی در پی حفظ راز و ابهام است تا قدرت تاثیری گذاری خود را نگهداری کند. حال آنکه بررسی تاریخی به اجزا و امور خرد و کلان پدیده میپردازد تا به واقعیت آن پی ببرد و بناگزیر راززدایی میکند. مورخان جدی با پرسشگری و جستجوگری رازگشائی نموده و با توجه به نگرش و سلیقه و هدفی که دارند به انتخاب دست میزنند و از بستر ذهنی راز و جادو و تقدس بیرون آمده و روشنایی آور هستند. یکی از کلیدهای رازگشایی قرآن مطالعه زبانشناسانه قرآن است و دانشمندان متعددی این جنبه را مورد تحلیل خود قراردادهاند.
جلال الدین الاسیوطی حکیم شافعی اشعری و صوفی بسال ۱۴۴۶ میلادی در قاهره متولد گشته، از پدر و مادر ایرانی زاده شده و معروف به «فرزند کتاب» بوده است. او که فردی پرکار و کتاب خوان و تفسیرگر بود، «متهم» به «اجتهاد» شده و توسط روحانیون رسمی و سنتی مورد طرد قرار گرفت. او دارای شخصیتی عرفانی است و ادعا داشت که ۶۲ بار محمد پیامبر را در خواب دیده است. او نگاه موشکافانهای به قرآن دارد و با کار خود به رازگشایی در مورد «قرآن مقدس» دست زده است. از میان کتابهای جلال الدین الاسیوطی باید از «درباره علوم قرآنی» نام برد. جلال الدین الاسیوطی در این کتاب بیان میکند که در قرآن ۶۶۱۶ واژه غیر عربی وجود دارد. او میگوید این صفتها و قیدها و واژههای خارجی در قرآن از زبان فارسی، نباتان، عبری، سیریاک، یونانی، قبطی، هندی وغیره آمده است. این تحقیق نشان میدهد که متن قرآن، که «الهی و مقدس» معرفی میشود، از زبانهای غیر عربی مردم دیگر بسیار وام گرفته است.
قرآن خود را بیان فصیح عربی و کلام الله میداند ولی در واقع دارای زبانی است که محصول محیط و تاریخ است. قرآن مانند همه زبانها متاثر از حوادث است و واژههای غیر عربی – که ریشه عربی ندارند ولی شکل عربی به خود گرفته و معرب گردیده – درآن وجود دارد. در این زمینه کتاب «المذهب فیما وقع فی القرآن من المعرب» نوشته جلال الدین سیوطی، میگوید: «قول صحیح همین است و ابومیسره تابعی بر این باور بوده که در قرآن از همه زبانهای مجاور وجود دارد. این مطلب از سعید بن جبیر و وهب بن منبه نیز نقل شده است.». اینک برخی واژههای غیر عربی که با دگرگونی معرب شده و در قرآن آمده است:
اباریق، جمع ابریق: معرب: آب ریز.
اکواب، جمع کوب: فنجان، کوزه: «یطوف علیهم ولدان مخلدون. باکواب و اباریق».
ارائک، جمع اربکه: تخت. «هم و أزواجهم فی ظلال علی الأرائک متکئون».
تنور، جوالیقی و ثعالبی گفتهاند: فارسی معرب است. «و فار التنور».
جناح، معرب گناه. «فمن حج البیت أو اعتمر فلا جناح علیه أن یطوف بهما».
سجیل، اصل آن: سنگ گل کلوخ. «ترمیهم بحجاره من سجیل».
سرداق، معرب: سرادر، در سرا، سرا پرده. «أحاط بهم سرداقها».
سرابیل، جمع سربال: شلوار. «وجعل لکم سرابیل تقیکم الحر».
مسجد، که برخی آن را معرب مزگت دانستهاند که به معنای معبد یا عبادت گاه.
بسیاری از پژوهشگران معاصر نیز تحلیل زبانشناسانه نزدیک به نظر الاسیوطی دارند و بعنوان نمونه برآنند که کلمه قرآن واژه عربی نیست بلکه دارای منشا «سیریاک» بوده و این واژه بمعنای «کتاب نیایش» دینی که در کلیسایهای سوریه رایج بوده میباشد و بعلاوه کلیسای شرقی در پیوند تنگاتنگ با مراسم و کتاب یهودیان بوده و قرآن را متاثر ساخته است. همانگونه که «تور ژولیوس افریم آندرا» پژوهشگر اسلام شناس سوئدی میگوید میتوان مطرح کرد یکسری آیات قرانی، در اصطلاحات و سبک بیان خود همان دعاهای یهودیان میباشد. بعنوان نمونه در قرآن میآید: «ما را به راه راست هدایت کن». حال آنکه در تورات نیز آمده است: «خدایا بمن بیاموز ومرا به راه راستی هدایت کن». این پژوهشگر سوئدی در آثار خود مانند «منشاهای اسلام و مسیحیت» و «محمد، زندگی و دکترین او» که در سال ۱۹۴۵ به نگارش درآمد معتقد است که محمد از منابع عبری و مسیحی و نیز از مبلغان مذهبی کلیسای نستوریان پارس تاثیر گرفته است.
از نظر زبانشناسان واژه هایی مانند: الله، قرآن، آیه، سوره، عربی نیستند و از ریشه عبری و آرامی میباشند و علت استفاده این کلمات اینستکه محمد و اعراب بازرگان بطور فعال با مردم مناطق دمشق و مکانهای دیگر سوریه که به زبان آرامی سخن میگفتهاند در ارتباط قرار داشتند و همچنین با اقوام یهود مناسبات تنگاتنگ اجتماعی و زبانی و آئینی داشتهاند. در اواخر قرن ۱۹ و ابتدای قرن ۲۰ برخی از پژوهشگران مانند «کارلو فون لاندبرگ» سوئدی (۱۸۴۸/۱۹۲۴)، «مارتین هارتمن» آلمانی (۱۸۵۱/۱۹۱۸)، «کارل ولر» آلمانی (۱۸۵۷/۱۹۰۹)، «تئودور نولدکه» آلمانی (۱۸۳۶/۱۹۳۰)، «آلفونس مینگانا» آلمانی (۱۸۷۸/۱۹۳۷) معتقدند که بخش بزرگی از قرآن از آواها و سرودها و ترنمهای مسیحی منشا گرفته است. در سال ۱۹۷۰ «گونتر لولینگ» اعلام کرد که بخشهای مهمی از قرآن، از آوازهای مسیحی قبل از تولد محمد بوده است. (رجوع شود به کتاب «مسیح طبق نظر محمد»، از «ژرار مردیلا» و «ژرم پریور»، انتشارات سوی فرانسه ۲۰۱۵ برگ ۱۵۰/۱۵۱).
یکی از پژوهشگرانی که در درک از اسلام و مطالعات قرآنی پرسشهای اساسی تولید کرد «جان وانسبروق» (۱۹۲۸/۲۰۰۲) میباشد. این پژوهشگر آمریکایی در «مدرسه مطالعات شرقی و آفریقایی» لندن درس میداد. او تحلیل از قرآن را متکی میکند به فهم و درک اسطورهها و تصورات تک خدایانه یهودی مسیحی که در قرآن موجودند. او معتقد که اسلام از جهش و تغییر و استحاله یک فرقه یهودی مسیحی که در پی گسترش خود در سرزمین عرب بود ناشی شده است. به نظر او قرآن نتیجه جمع آوری دویست ساله، نتیجه کار تلفیقی از منابع گوناگون یهودی و مسیحی است. کار مهم او قطع کردن رابطه زمانی میان محمد و متن قرآنی است. او اعلام داشت که قرآن یک پدیده جدی است و باید بطور جدی تاریخ آن مورد مطالعه قرار گیرد.
بدین ترتیب متوجه میشویم که مطالعات زبانشناسی بخشی از رازهای قرآن را میشکافد و ما را در بطه ویژگی زبان قرآن قرار میدهد. زبان قرآن «آسمانی و مقدس» نیست بلکه زبان درحال شدن و تغییر است و بعنوان یک پدیده تاریخی، از دوران خود متاثر است.
تمام نوشتهها در تاریخ بشری نتیجه ملاقات عقل و تجربه و افکار و تناقضات و همسوییهای اندیشه و احساس بشری میباشند. فرهنگها و ادیان و تجربهها درهم تنیدهاند. اسطورهها و باورهای انسانها مهمترین تاثیر را در هنر و بناسازی و پیدایش دین داشتهاند. چنانکه در مستندات تاریخی به چشم میخورد، در سنگ نبشتهها و متون کشف شده مذهبی برای نمونه «الحانی» در وصف مردوخ الهه سومریان، هنر و خلاقیت در جریان بود و بناگزیر با باورها ترکیب یافته بود. از این میان میتوان به آثاری همچون بناهای بابل که ترکیبی از معماری با شکوه آن دوران و نگاهی اساطیری به جهان هستی است، اشاره کرد. کتابخانهها مجموعه هاى مرجع بزرگ براى نسخه هاى آثار دینی و علمى و تاریخی کلاسیک به عنوان یک نهاد، وجه مشخصه تمدن بابل و آشور در اواخر هزاره دوم و اول پیش از میلاد یعنى اواخر عصر برنز (۱۵۰۰م ـ ۱۰۰۰پیش از میلاد) و عصر آهن (۱۰۰۰پیش از میلاد به بعد) بودند. معابد و کاخها و برخى شخصیتها، مجموعه هاى متون علمى، دینى و ادبى کلاسیک را در اختیار داشتند. کتابخانهها تشکیل دهنده بخشى از معابد و کاخها بودند و مورد بهره برداری افراد قرار میگرفتهاند و از یک سینه به سینه دیگر انتقال داده میشدهاند. هر اثر تازهای افکار پیشینیان را در خود جای میداد و به این ترتیب تمدن انسانی به جلو آمده است. در تمدن و فرهنگ و فلسفه و ادبیات جهانی کنونی نیز این تاثیرپذیری متقابل ادامه دارد. بعنوان نمونه بازگشایی شیوه جدید در بررسی تاریخ قرآن و اسلام توسط «تئودور نولدکه»، سرآغاز تحقیقات جدیدی شد و به دیگران آموخت چگونه از زیر نفوذ اسلامگرایان خارج شوند و تحقیق مستقل علمی خود را سازماندهی نمایند. امروز در تحلیل علمی قرآن، تولید فکری بی نظیری وجود دارد که منبع آموزش نسلهای جدید پژوهشگر میباشد. این تحلیل زبانشناسانه و هرمنوتیک در خدمت رازگشایی از قرآن بوده تا ذهن بتواند با استقلال بیشتری عمل کند.
رازگشایی از زبان قرآن
«کریستف لوکزنبرگ» نام یک پژوهشگر و فیلولوگ آلمانی است که از تبار لبنانی مسیحی بوده ودر دانشگاه آلمان تدریس میکند. او نویسنده کتاب معروفی زیر عنوان «خوانش سیریاک/آرامی قرآن: مقدمه برای رازگشایی از زبان قرآن» که در سال ۲۰۰۰ بزبان آلمانی منتشر شد. او برآنست که قرآن در اصل متکی بر «لکسیونر» بوده است. «لکسیونر» کتاب یا مجموعهای دربرگیرنده آوازها و سرودهای دینی مسیحی بوده و منبع وامگیری و تاثیر پذیری قرآن است.
البته پیش از «کریستف لوکزنبرگ» دیگر پژوهشگرانی مانند «آلفونس مینگانا»، «تئودور نولدکه»، «آدلف فون هارناک»، به مطالعات زبانشنانه و تاریخ قرآن پرداخته بودند. ولی او این عرصه مطالعه تاریخی را گسترش داد و هرچند همه محققان همیشه با او هم نظر نبودهاند، ولی عرصه تحقیقاتی او پرسشهای جدی برای اسلام شناسان علمی و آکادمیک باز کرد. او نیز معتقد است که خط قرآنی از ابتدای دین محمد موجود نبوده، حتا نشانههای روی حروف ناممکن بوده و فقط از سده هشتم زبان عربی شکل میگیرد و به فرمان «احجاج ابن یوسف» حاکم ناحیه عراق که در ۶۹۴ تا ۷۱۴ میزیسته است، نشانه گذاریهای عربی آغاز میشود. «کریستف لوکزنبرگ» برآنست که قرآن اغلب گنگ و ناروشن است. یکی از علتهای برجسته این امر، آنستکه قرآن در اصل از سرودهای دینی به زبان سیریاک و آرامی گرفته شده است. کار تحقیقاتی کریستف لوکزنبرگ، تطبیق واژههای قرآن با واژههای سیریاک میباشد و او معتقد است که برخی از آیات قرآنی از زبان سیریاک به عربی بد ترجمه شده است. بعنوان نمونه «حوری» معادل باکره با چشمان سیاه نیست بلکه بمعنای انگور سفید است. یا «خاتم النبیین» بعنوان پیامبر «آخرین»، نادرست بوده بلکه بمعنای «شاهد و نشانه» است و «خاتم» بیانگر شهادت او به آمدن پیامبران پیشین میباشد. مطلب زبانشناسانه کریستف لوکزنبرگ این واقعیت را یکبار دیگر تاکید میکند که ترجمهها و تفسیرهای دینداران مسلمان قابل اعتماد نیست زیرا از دقت علمی برخوردار نمیباشند.
در همسویی با گفته کریستف لوکزنبرگ باید یادآوری نمود که کار علمی از کار دینی جدا است. تفسیر مسلمانان در باره خاتم که در یکی از سورههای قرآنی آمده، تفسیری جانبدار است و از معنای ابتدایی آن دور شده است. قرآن در آیه ۴۰ سوره احزاب تعبیر خاتم النبیین را برای محمد چنین به کار برده است: «ما کانَ محمدٌ أبا أَحَدٍ مِنْ رجالِکمْ وَلکن رسولَ اللّهِ و خاتمَ النبیین». از نظر مسلمانان خاتم النبیین به معنای ختمکننده پیامبری است و مسلمانان آنرا معادل خاتمیت و ختم کننده میدانند. در مسلمانان «خاتم» را بعنوان آخرین گرفتهاند، حال آنکه «خاتم» بمعنی مُهر است و در لغتنامه دهخدا چنین آمده است: «خاتم، بکسر تاء و بفتح آن انگشتری است (غیاث اللغات). این مؤلف نویسد که مختار فصحای عجم بفتح است و یکی از ثقات در تألیف خود نوشته که خاتم بفتح تاءفوقانی مهر و انگشتری و جز آن که بدان مهر کنند. پس خاتم بمعنی ما یُختم باشد و آن انگشتریست. خاتم بفتح و کسر تاء انگشتری که در دست کنند. مُهر و انگشتری نگین کنده که با آنها کاغذ و غیره را مهر کنند و در این صورت بیشتر با فتح استعمال شود. (فرهنگ نظام). خاتِم مانند صاحب مهر و انگشتری. حافظ میگوید: گر چه شیرین دهنان پادشهانند/ ولی آن سلیمان جهان است که خاتم با اوست. خاقانی میگوید: خاتم ملک سلیمانی نگر/کاندر آن ماهی نهان کرد آفتاب. ناصرخسرو میگوید: بدهر چون صد و هفتاد سال عمر براند/گذشت و رفت و از او ماند خاتم و افسر.».
توضیح لغتنامه دهخدا تائید کننده نکته زبانشناسانه کریستف لوکزنبرگ میباشد و خاتمَ النبیین بمعنای آخرین پیامبر نمیباشد. ترجمه مسلمانان جانبدار و ایدئولوژیک بوده و با اهداف اجتماعی و سیاسی انجام شده است. کریستف لوکزنبرگ برآنست قرآن متکی به نوشتههای سرود دینی قبل از پیدایشاش بوده و کار ترجمه برای کتاب جدید «قرآن»، نادقیق و گاه گنگ است. به همین خاطر «متخصصان مسلمان» دارای دشواری و مشکلات زیادی در باره درک قرآناند و انواع و اقسام تفسیرهای متفاوت را مطرح میکنند و برآنند که هر آیه دارای حقیقت و راز است زیرا جنبه «آسمانی و الهی» دارد و به اراده الهی، تمام حقیقت خود را آشکار نمیکند. البته این گفته یک ادعا بی پایه است زیرا از نظر کریستف لوکزنبرگ، این جنبه گنگ ناشی از انتقال از زبان سیریاک به رسم قرآنی میباشد و یا این مفاهیم را پیامبر و نزدیکانش در تماسها و ارتباطهای خود با عربهای یهودی و عربهای مسیحی و مسیحیان سوری کسب کرده بودند. از نظر این محقق کلماتی وجود دارند که در قرآن گنگ و ناروشن هستند، ولی همین کلمات در زبان آرامی و سیریاک معنای خود را بطور روشن تر انتقال میدهند. از نظر او قرآن متکی به مجموعه سرودها و نیایشهای رایج در کلیسا مسیحیان سوری میباشد و کار طولانی و متعدد نسلهای گوناگونی لازم بود تا این میراث «لیتورژیک» و سرودهای مسیحی به فضای قرآنی منطبق گردد. او میگوید بطور سنتی مسلمانان قرآن را نازل از آسمان میدانند و یا تدوین را به قرن هفتم متعلق میدانند. حال آنکه از نظر این محقق در آن زمان زبان عربی و ادبیات عرب وجود ندارد. ادبیات عرب دو قرن بعد، همزمان با کتاب «السیره النبویه» یا «زندگی پیامبر»، نوشته «ابو محمد عبدالمالک ابن هشام» مصری که در ۸۲۸ درگذشت، آغاز میشود. ادبیات پساقرآنی دارای پایهای است که باعتبار فعالیت زبانشناسی دو متخصص «خلیل ابن احمد فراهیدی» و «سیبویه» فراهم میگردد.
از نظر کریستف لوکزنبرگ عربهای اطراف بصره و منطقه «میان رودان» بیشتر مسیحی بودند و زبان نیایشی آنها سیریاک/آرامی بود. این چنین زبانی، تنها زبان کتبی موجود در این منطقه بود. این زبان برای گسترش مسیحیت و زندگی دینی استفاده میشده است. علاوه بر این زبان، آنها از گویشها و دیالکهای دیگری از جمله گویش عربی بیابانی حجازی که شکل اولیه عربی شفاهی بود، استفاده کرده و به این ترتیب یک ترکیب مخلوط از گویشهای شفاهی بوجود میآید. مبلغان مذهبی مسیحی راه دیگری نداشتند جز اینکه زبان فرهنگی و ادبی خود را بکار گیرند و با همین خصوصیت زبانی به مناطق حجاز نزدیک شوند. این وضعیت، همان زمینهای است که بعدها در دل خود، قرآن را بمرور ممکن میسازد. برای کریستف لوکزنبرگ قرآن انشعابی از کتاب نیایش سوری/آرامی است که دربرگیرنده سرودها و قسمت هایی از انجیل میباشد. این کتاب نیایش یا «لکسیونر» دینی، با هدف تبلیغ در میان جمعیتهای دیگر، باحتمال قوی به عربی ترجمه شده است. هدف این ترجمه ایجاد دین جدید نبود بلکه گسترش دین پیشین بود. ناگفنه نماند این بخش از نظرات کریستف لوکزنبرگ متکی بر پژوهش متخصص آلمانی، «گونتر لولینگ» است که در رساله دکترای خود در سال ۱۹۷۰نشان داد یکسری سورههای قرآنی در اصل همان سرودهای مسیحی میباشند. در زمینه تحقیقات در باره قرآن و اسلام روشن است که نظر یگانهای وجود ندارد زیرا پیچیدگیهای تاریخی و روشهای متفاوت پژوهشگران نتایج گوناگونی ببار میآورد. ولی آنچه اساسی است خروج از توضیح جانبدار دینی میباشد.
دستور زبان عربی را دیگران نوشتند
همانگونه که از تحقیقات کریستف لوکزنبرگ میتوان برداشت نمود مردم حجاز فاقد زبان و دستور زبان و نوشتار بودند. در زمان ادعای پیامبری محمد زبان عربی بمثابه یک زبان مشخص و سامانیافته و کتبی وجود ندارد. گویشهای شفاهی و ابتدایی و بدوی موجود در این سرزمین از ساختار زبانی معمول کاملن دور میباشند و روشن است که قرآنی که ما امروز میشناسیم در چنین جامعهای ناممکن بود. آغاز اسلام با هجوم و جنگ آغاز میشود زیرا پیام صلح و آشتی و همزیستی ندارد و بیانگر تمایل غریزی بیابانگردان و قبایل رقیب و راهزنان و تاجران و چپاولگرانی است که در پی کسب امتیازات و ثروت و تصاحب مال و املاک دیگران میباشند. پس از یک دوره جنگ علیه قبایل و لشگر کشی و تخریب سرزمینهای دیگر و شکل گیری قدرت خلیفه گری، این احساس تقویت میگردد که برای ادامه خلافت متنی بمثابه یک منشور سیاسی و حقوقی لازم است. قرآن نویسی به روند زبان سازی تبدیل میگردد. حاکمیت خلافتی و مجموعهای از کارگزاران ولایت طی سدها سال در این روند دین سازی به جمع آوری یادداشتها و پاره نوشتهها و استفاده از ادیان و آئینهای دیگر میپردازند.
سرزمین حجاز دارای مناسبات قبیلهای و برده دارانه است و فاقد فرهنگ و زبان است. شکل ابتدایی گویش عربی برای اولین بار در اطراف دمشق و بصره کشف شد. مردمان حجاز در مناسبات بسیار پست اجتماعی بوده و نسبت به همسایگان خود حسود و کینه توز بودند. سرزمین محمد فاقد توانایی در ساختاری نمودن زبان و دین بود. سنت شعر شفاهی و نوع فرهنگ بیابانی اجازه نمیداد تا ساختار زبانی متولد شود. زبان عربی به اعتبار کار دو متخصص غیر حجازی ساخته میشود. یکی از این دو متخصص زبان عربی «خلیل ابن احمد فراهیدی» (درگذشت ۷۸۶ میلادی) است که لغت شناسی عرب بنام «العروض» را پدید آورد. او متولد شهر بصره بوده ولی از بقایای خانوادههای ایرانی است که به فرمان انوشیروان ساسانی یمن را تصرف کرده و در آنجا ماندگار شدند. «خلیل ابن احمد فراهیدی»، سالها به تنظیم و تدریس عروض عربی مشغول بود و گفته میشود که رسالهای به نام العروض تدوین میکند و در آن به بررسی و طبقه بندی اوزان شعر عرب پرداخت. نوشته دیگر او «العین» است که به نگارش واژگان عرب پرداخته است و همچنین از کتاب دیگر او «النقط و الشکل» باید یادکرد که در باره نظام نوشتاری عربی میباشد. او در پیشبرد کار خود در مورد زبان عربی، از تخصص دانشمندان زبانشناس هندی مانند «پانینی» بسیار بهره میگیرد.
متخصص دوم «سیبویه» ایرانی (درگذشت ۷۹۶ میلادی) است که دستور زبان عربی را بوجود آورد و با انتشار «الکتاب» پایه منطقی علمی زبان عربی را پایه ریزی و محکم کرد و بهمین لحاظ او را مبتکر «مکتب بصره» قلمداد نمودهاند. سیبویه شیرازی که در شهر بیضا در شهرستان سپیدان از استان فارس متولد شد و به بصره و سپس به بغداد نزد خالد برمکی رفت و در ۴۰ سالگی در شیراز درگذشت. او مبتکر و دانشمند صرف و نحو زبان عربی بود. از کارهای برجسته او نوشتن «الکتاب» در باره صرف و نحو در زبان عربی است. در باره او «ابن ندیم» مینویسد: «نه پیش از وی کسی مانند آن را تالیف نموده و نه بعد از او کسی تالیف خواهد کرد.». کتاب سیبویه به زبان فرانسه در دو جلد در سالهاای ۱۸۸۱ و ۱۸۸۹ ترجمه شده است. اهمیت تاریخی سیبویه بدین خاطر است که او نخستین شخصی بود که برای زبان عربی دستور صرف و نحو نوشت و صداها را در این زبان تعریف نمود؛ بنابراین، نشانه هایی مانند ضمه، فتحه، کسره و تنوینها اختراع و کار سیبویه ایرانی است. او با این اختراع بنام «سیبویه نحوی» مشهور شد. این ابتکار سیبویه در آن زمان یک شاهکار بود. بدون کار سیبویه تنظیم و پیشرفت زبان عربی میسر نبود.
به این ترتیب، این دانشمندان غیر عرب بودند که برای اعراب دستور زبان (صرف و نحو) نوشتند. برخی بر این باورند که اگر سیبویه ایرانی برای زبان عرب صرف و نحو ننوشته بود این زبان در نوشتار همانند لهجه (گویش) نمیتوانست هماهنگ باشد و دارای منطق گردد. باتوجه به آنچه گفته شد در زمان محمد و خلفا، از نظری دستوری قران فاقد زبان بود و نمیتوانست موجود باشد و بعلاوه از نظر محتوایی قرآن محصول وامگیریهای تاریخی و فرهنگی بسیار متعدد بوده است. این تحقیقات بروشنی نشان میدهد که قرآن از آسمان نازل نشده است، قرآن بر زبان منظم و منطقی استوار نیست و بطور اساسی آنچه که امروز بعنوان قران است، محصول حداقل دوقرن زبان سازی، وامگیری از فرهنگ و دین دیگران، یک اراده سیاسی و دین سازی است.
نسخههای «صنعا» و بن بست تحجر فکری اسلامی
در نوشتههای پیش نشان دادم که قرآن هیچگاه نسخه واحد و یگانهای نبوده است و در طول یک دوران دراز، توسط کاتبان و قرآن نویسان متفاوت تهیه شده است. تمام تحقیقات و کشف متون قرآنی در نقاط مختلف، رازها را آشکار ساخته و تاریخ قرآن را در برابر ما قرار میدهد. تاریخچه «نسخههای صنعا» فصل جالب دیگری در این تاریخ نگری بشمار میآید. پیدا شدن نسخههای «صنعا» رویداد برجسته جدیدی برای همه پژوهشگران بین المللی در زمینه تاریخ قرآن بشمار میآید. متخصصان و پژوهشگران آلمانی و فرانسوی نقش درجه یک در این کار تحقیق داشتهاند و من بعنوان یک پژوهشگر ایرانی معتقدم که تحقیقات بیشماری دیگری لازم است تا بخشهای تاریک قرآن شناسی و اسلام شناسی روشن گردد، ولی آنچه که محققان آلمانی و فرانسوی انجام دادهاند اساسی و تاریخساز است. نسخههای قرآن صنعا در یمن بنابرتحقیقات کنونی از قدیمی ترین نسخههای قرآن محسوب میشوند. تحقیقات بر روی این نسخههای جالب از ابتدا زیر مسئولیت پژوهشگر بزرگ آلمانی «ژرد رودیگر پوئین» قرار گرفت و کاربزرگ ضبط و نگهداری سامان یافت.
در سال ۱۹۷۲ بدنبال بارش بسیار دیوار قدیمی مسجد بزرگ صنعا فرومی ریزد و کارگرانی که در آنجا بودند بطور اتفاقی حدود هزار نسخه متفاوت یک دستنوشته که روی کاغذ و پارشومن بود را کشف نموده و همه این نسخهها را در بیست گونی سیب زمینی جمع آوری کرده و در پلههای گلدسته مسجد قرار میدهند. بدنبال این رویداد، مسئولان آثار باستانی یمن متوجه اهمیت این نسخهها شدند و خواستار کمک جهانی شده و در سال ۱۹۷۹ یک پژوهشگر آلمان غربی دولت خود را تشویق میکند تا برای نجات این نسخهها بودجه لازم را در نظر بگیرد. با توافق مسئولان آلمانی، دو محقق بزرگ «ژرد رویگر پوئین» و «هانس گاسپار گراف فون بوتر» با کربن ۱۴ به بررسی نسخهها پرداختند. پوئین تاریخ گذاری نسخهها را بین سال ۶۵۷ تا ۶۹۰ میلادی دانسته حال آنکه فون بوتر تاریخ نسخهها را سال ۷۱۰ تا ۷۱۵ در زمان خلیفه بنی امیه الوالید ارزیابی میکند. جان وانسبروگ متخصص آمریکایی، ایگناس گلدزیهر (اسحاق یهودا) متخصص مجارستانی معتقداند که نسخههای صنعا به اوائل قرن هشتم یعنی یک قرن پس از مرگ محمد تعلق دارد. متخصصان دیگری مانند «فرانسوا دروش» فرانسوی و «ون بوتمر» برپایه دستنوشتههای دوران بنی امیه احتمال میدهند که منشا این نسخهها به سالهای ۷۱۰ تا ۷۱۹ میلادی، برمی گردد. باید افزود که براساس گفته فرانسوادروش، در مقالهاش «سفر به منابع قرآن مقدس»، نسخههای صنعا از ۹۲۶ قرآن مختلف ریشه گرفته است و قدیمی ترین آنها به قرن اول هجری برمیگردد. (۳ ژانویه ۲۰۰۵).
آغاز کار تحقیقی روی نسخهها بسیار سنگین بود زیرا حجم کار و نوین بودن روش تحقیق و محدودیتهای سیاسی و امنیتی، کار را بسیار دشوار مینمود. پس از یک دوره تدارکاتی، دکتر پوئین، استاد دانشگاه «سار» آلمان، متخصص خطهای کهن و نوشتههای تاریخی، با دقت علمی نسخهها را سامان دهی نموده و اعلام میکند که این نسخهها کاملن مطابق بر سنت نیست و دارای تفاوتهایی در نگارش، رسم، دیکته و تزئینات میباشند. از نظر او برخی نسخهها در سبک حجازی است و برخی نسخهها روی نوشتارهای پاک شده تنظیم شده است. بدنبال پیگیری دکتر پوئین از سال ۱۹۸۳ تا ۱۹۹۶ از مجموعه ۴۰۰۰۰ صفحه کشف شده، تعداد ۱۵۰۰۰ صفحه با حفظ تمام مشخصات اصلی و کهن خود، بازسازی گشت. نشریه معتبر، ماهنامه امریکایی، «اتلانتیک مونتلی»، در گزارشی از کار دکتر پوئین در ژانویه ۱۹۹۹ اعلام داشت: برخی نسخهها به قرن هفتم و هشتم میلادی برمی گردد، ولی برخی نسخهها برخلاف اعتقاد رسمی مسلمانان، کهن تر از پیدایش قرآن هستند. این گزارش مقامات دولتی یمن را حساس نموده و تردید آنها را برای همکاریهای بعدی افزایش داد. همانگونه که گفتیم علیرغم دشواریها، گروه پژوهشگران آلمانی ۱۵۰۰۰ برگ نسخههای صنعا را پاک و آماده بهره برداری نمودند و بعلاوه پرفسور «هانس گاسپار گراف فون بوتر» با اجازه مقامات یمنی ۳۵۰۰۰ تصویر و میکروفیش تهیه کرده و به آلمان انتقال داد. با این وجود مقامات یمنی شرایط کامل همکاری را بوجود نیاورده زیرا نگران نتایح انتشار میباشند.
از جمله مشخصات این نسخهها کدامند؟
یکم، در نسخههای صنعا، نه تنها رسم نگارش متفاوت است بلکه واژهها همیشه یکی نیستند و جمع و مفرد مختلف است.
دوم، در روی کاغذهای این نسخههای قرآن، نوشته قدیمی تر وجود داشته که پاک شده و سپس دوباره روی آن بازنویسی شده است. با پرتونگاری متن قدیمی تر قرآن نمایان میگردد. نسخه زیرین با رنگ کمرنگ تری مشخص میشود که در واقع نسخه کهن تر قرآن است.
سوم، این نسخهها دارای ساماندهی متفاوت از آیات میباشند و آیات از ترتیب قرآن رسمی کنونی برخوردار نیستند.
چهارم، در این نسخهها واژههای غیرعربی وجود دارند.
پنجم، در این نسخهها آیات پشت سر هم قطار شده و با عدد از هم تفکیک و جدا نمیشوند.
ششم، در این نسخهها واژهها فاقد واکهها (مُصَـوِّتها) میباشند.
هفتم، بخشهای زیادی از آیات این نسخهها، گنگ و غیرقابل فهم میباشند.

در واقع کالبد شکافی نوشتاری نسخههای صنعا یکبار دیگر، نشان دهنده این واقعیت است که قرآن دارای یک تاریخ است و در طول تاریخ و در جغرافیای گوناگون و متناست با سلیقهها و دانش افراد دستخوش تغییرات گشته است. البته در این تحلیل ما نمیتوانیم خواست قدرت سیاسی زمانه را نادیده بیانگاریم. قدرت سیاسی نسخهای را رایج میسازد تا اتوریته دولتی و قدرت آسمانی بهم نزدیک شده و مصالح کشوری بنفع او رعایت شود. ولی در عمل این «نسخه» دارای منشاهای گوناگون و شخصیتهای متفاوت بوده و هرگز نمیتوانست بطرز مطلق یگانه باقی بماند. در حقیقت امر قرآن از همان ابتدا قرآن نبود. آنچه که بعدها قرآن نامیده شد، یادداشتها و تکه پارهها و نوشتارهای گوناگونی است که طی یک روند متضاد تنظیم و نگارش، جمع میگردند و این گردآوری بمرور زمان دقیق تر میشود. تحلیل تبارگرایانه و تاریخی نسخههای صنعا به پایان خط نرسیده است زیرا همه پژوهشگران علمی قرآن میدانند که حجم کار بسیار گسترده است و کار تحقیقاتی پایان نیافته است. بخصوص آنکه سیاست و فرهنگ مذهبی در کشورهای مسلمان در تناقض با پژوهش آکادمیک و هرمنوتیک میباشد و موانع تحقیق بیشمارند. عربستان سعودی مخالف تحقیقات گسترده در عرصه باستانشناسی و بافتهای تاریخی اسلام است. بحرانهای دولت یمن و جنگهای داخلی و تروریسم موجود در این کشور هر کار سامانیافتهای را پریشان میکند. تمام دولتمردان سیاسی این کشورها خواهان حفظ دگمها و جزمیات قرآنی هستند و براحتی هر تحقیق و هر نتیجهای را قبول نمیکنند. در سالهای اخیر چند محقق عرب که با دانشمندان غربی در مورد نسخههای صنعا همکاری میکنند مجبور شدهاند تا در حالت مخفی بمانند یا کشور خود را ترک کنند زیرا امنیت جانی برایشان فراهم نیست.
بطور مسلم لازم است تا در جهان و در جوامع مسلمان کار پژوهشی در باره نسخههای صنعا ادامه یابد و دامنه دانش علمی وسیع تر گردد. بعد از ۱۴۰۰ سال دین خوئی و مسخ شدگی و پخش خرافات واستبداد دینی و سکوت، پژوهش علمی در مورد قرآن و اسلام باید ادامه یابد. دنیای اسلام که در بیسوادی و اعتقاد دینی و بی تحرکی فلسفی و سکون فکری غوطه ور است، باید با توسعه خرد علمی و با انتقاد از جزمیات فلج کننده دینی و قرآنی، تکان بخورد. برای ایجاد تحرک فکری و مبارزه علیه ازخودبیگانگی، کار تحقیقی و نقد دینی را باید ادامه داد. دولتها و نخبگان مذهبی و روشنفکران مسخ شده به مانع تراشیهای خود ادامه خواهند داد. ولی ما دانشگاهیان و پژوهشگران و روشنفکران آزاداندیش با شجاعت کارفکری را باید پیگیری کنیم و از همه دانشمندان و پژوهشگران در این زمینه باید پشتیبانی نماییم. پرفسور پوئین خود اعلام داشت که تنها راه برای شکستن سکوت، اثبات این امر است که قرآن دارای یک تاریخ است و نسخههای صنعا در این راه به ما کمک شایانی میکند. پرفسور «پوئین» میگوید: «بسیاری از مسلمانان بر این باوراند که هر چیزی در مجلد قرآن مییابند، کلام تغییر نیافته خداست. آنها میگویند تحقیقات نشان میدهد که انجیل تاریخ مند است و بطرز مستقیم از آسمان پایین نیافتاده است، اما تا الان این حرف درباره قرآن صادق نیست. تنها راه برای شکستن این ایده متحجرانه این است که ثابت کنیم قرآن هم تاریخی دارد. نسخه صنعا کمک میکند که ما این را به مسلمانان نشان دهیم.»
(ادامه دارد)
جلال ایجادی
جامعه شناس دانشگاه پاریس
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منابع برای این نوشته:
«تور ژولیوس افریم آندرا»، «منشاهای اسلام و مسیحیت» و «محمد، زندگی و دکترین او».
«ژرار مردیلا»، «ژرم پریور»، کتاب «مسیح طبق نظر محمد» انتشارات سوی فرانسه ۲۰۱۵.
«کریستف لوکزنبرگ»، «خوانش سیریاک/آرامی قرآن: مقدمه برای رازگشایی از زبان قرآن»
«جان وانبروگ»، «مطالعات قرآنی، منشا و روش تفسیر»، آکسفورد، ۱۹۷۷.
جلال ایجادی، «جامعهشناسی آسیبها و دگرگونیهای جامعه ایران».
http://www.handsmedia.com/books/?book=sociology-of-fractures-and-changes-in-iranian-society
نام پژوهشگرانی که در این نوشته یادآوری شدهاند:
Tor Julius Efraim Andræ، Christoph Luxenberg، Mehdi Azaiez، Mohamed Arkoun، Mohammad Ali Amir-Moezzi، François Déroche، Hans-Caspar Graf von Bothmer، Gerd Rüdiger Puin، John Edward Wansbrough، Ignác (Isaac Yehouda) Goldziher، Carlo von Landberg، Martin Hartema، karl Vollers، Theodor Noldeke، Alphone Mingana.
از: گویا
برچسب:
نویسنده: استخدام کار

شورای نگهبان، در جلسه ۲۹ اردیبهشت (۱۸ مه) طرح جرم سیاسی را با اصلاحاتی تصویب کرد. این طرح پس از سالها رفت و برگشت میان مجلس و شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام، سرانجام در ۲۰ اردیبهشت به تصویب نهایی مجلس شورای اسلامی رسیده بود.
بر اساس این طرح که از این پس دیگر قانون نامیده میشود، هرکس با انگیزه سیاسی به ساختارهای حکومت، مصلحت سیاسی کشور یا آزادیهای مردم لطمه وارد کند، مرتکب جرم سیاسی شده است.
همچنین توهین یا افترا به روسای سه قوه، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، معاونان رئیس جمهور، وزرا، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، نمایندگان مجلس خبرگان و اعضای شورای نگهبان به واسطه مسئولیت آنان جرم سیاسی تلقی میشود.
نکته مثبت این طرح واگذاری رسیدگی به جرائم سیاسی به دادگاههای کیفری است یعنی از این پس دیگر متهمان سیاسی نه در دادگاه انقلاب که در دادگاههای عمومی محاکمه خواهند شد. تشخیص سیاسی بودن اتهام نیز بر عهده دادسرا یا دادگاهی است که پرونده در آن تشکیل شده است.
بر اساس این طرح همچنین یک سری امتیازات ویژه برای متهمان سیاسی در نظر گرفته شده است، از جمله: مجزا بودن محل نگهداری در مدت بازداشت و حبس از مجرمان عادی، ممنوعیت پوشاندن لباس زندان در طول دوران بازداشت و حبس، ممنوعیت بازداشت و حبس به صورت انفرادی به جز در مواردی که مقام قضایی بیم تبانی بدهد یا آن را برای تکمیل تحقیقات ضروری بداند، اما در هر حال مدت آن نباید بیش از ۱۵ روز باشد.
مجرمان سیاسی همچنین شامل قانون استرداد مجرمان نمیشوند و حق ملاقات و مکاتبه با بستگان درجه اول خود را در طول مدت حبس خواهند داشت. همچنین حق دسترسی به کتاب، نشریه، رادیو و تلویزیون در مدت حبس نیز برای مجرمان سیاسی در نظر گرفته شده است.
در کنار این نکات مثبت اما لایحه تصویبشده جرم سیاسی ایراداتی حقوقی نیز دارد. در بندی از این قانون آمده است: «هرگاه رفتاری با انگیزه نقد عملکرد حاکمیت یا کسب یا حفظ قدرت واقع شود، بدون آنکه مرتکب، قصد ضربه زدن به اصول و چهارچوبهای بنیادین نظام جمهوری اسلامی ایران را داشته باشد، جرم سیاسی محسوب میشود.»
این تعریف از جرم سیاسی در اولین زمان مطرح شدنش در لایحه جرم سیاسی مورد اعتراض گروههای مختلف و حتی برخی مقامات حکومتی قرار گرفت. از جمله تعدادی از نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی طی بیانیهای به این ماده اعتراض کردند.
حتی رئیس وقت دیوان عدالت اداری نیز به این ماده اعتراض کرد و در سال ۱۳۹۲ در مصاحبه با خبر آنلاین گفت: «این به این معنی است که باید به طور کلی جلوی هر نقدی را بگیریم. به این ترتیب میتوان بههر نقادی جرم سیاسی گفت، هر انتقادی جرم سیاسی است و منتقد باید برود دادگاه که او را سین جیم کنند که چرا نقد کردهاید.»
مغایرت با قانون اساسی
این ماده جرم سیاسی با اصل هشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز مغایر است. در این اصل آمده: «در جمهوری اسلامی ایران دعوت به خیر، امر به معروف و نهی ازمنکر وظیفه ای است همگانی و متقابل بر عهده مردم نسبت به یکدیگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت . شرایط و حدود و کیفیت آن را قانون معین می کند.»
در حقیقت این اصل قانون اساسی تصریح کرده که انتقاد از حاکمان نه تنها حق بلکه وظیفه آحاد مردم است در حالی که قانون جرم سیاسی نقد عملکرد حاکمیت را جرم تلقی کرده است.
قاسم شعلهسعدی وکیل و حقوقدان به دویچهوله میگوید: «لایحه جرم سیاسی نه تنها با اصل هشتم قانون اساسی در تعارض است، بلکه با دیگر اصول قانون اساسی هم تعارض دارد. به موجب یکی از اصول قانون اساسی حتی به بهانه تمامیت ارضی و استقلال کشور هم نمیشود آزادیهای قانونی افراد را سلب کرد، ولو از طریق قانونگذاری. یعنی اگر قانونی وضع بشود، مثل همین الان، این قانون ولو برای حفظ تمامیت ارضی و استقلال کشور هم باشد ولی چناچه ناقض حقوق مشروع اتباع ایران باشد، اعتبار ندارد.»
به نظر این حقوقدان این بند از لایحه جرم سیاسی با اعلامیه جهانی حقوق بشر که ایران آن را امضا کرده و در ردیف قوانین داخلی این کشور محسوب میشود هم در تعارض است چرا که آزادیهای مشروع و قانونی افراد را سلب میکند.
رسیدگی به جرائم سیاسی با حضور هیأت منصفه
یکی از نکات مثبت قانون جرم سیاسی الزام رسیدگی به این جرائم با حضور هیأت منصفه است. با تصویب این قانون متهمان سیاسی در دادگاه کیفری با حضور سه قاضی و نیز هیأت منصفه محاکمه خواهند شد.
اما نگاهی به دادگاههای مطبوعات که آنها هم با حضور هیأت منصفه برگزار میشوند نشان میدهد که صرف حضور این هیأت دلیلی بر عادلانه بودن دادگاه نیست چرا که برخی از اعضای هیأت منصفه دادگاه مطبوعات از چهرههای شناختهشده مخالف آزادی مطبوعات هستند و در بسیاری از موارد رأیهایی حتی سختتر از نظر قاضی صادر کردهاند.
قاسم شعلهسعدی نگرانی تکرار این مشکل در دادگاههای سیاسی را به جا دانسته و میگوید: «در ممالک دموکراتیک هیات منصفه نماینده وجدان عمومی جامعه است و به همین دلیل هم باید از گروههای مختلف جامعه تشکیل بشود و حتی عضویت در هیات منصفه، طبق نوبت و برای همه شهروندان یا اتباع یک کشور الزامیست. و این به خاطر این است که حکومت دست بالایی در تعیین آنها نداشته باشد و آنها واقعا نمونه وجدان عمومی جامعه و محصول آن باشند. در ایران اما متاسفانه قانون هیات منصفه خیلی روشن نیست و به گونهایست که نتیجه آن ترکیب فعلی هیات منصفهای میشود که در دادگاه مطبوعات میبینیم.»
قانونی که عطف به ماسبق نمیشود
در حال حاضر تعداد زیادی زندانی عقیدتی یا امنیتی در زندانهای ایران هستند که در دادگاههای انقلاب و بدون حضور هیأت منصفه محاکمه شده و احکامی طولانی مدت گرفتهاند.
با تصویب قانون جرم سیاسی آیا این زندانیان میتوانند تقاضای اعاده دادرسی بر اساس قانون جدید و در دادگاهی عمومی با حضور هیأت منصفه کنند؟
قاسم شعلهسعدی میگوید: «زمانی قانون عطف به ماسبق میشود که در میزان مجازات تغییری حاصل بشود و آن تغییر به نفع متهم باشد و یا اینکه مثلا آن عمل را دیگر جرم تلقی نکنند. ولی در خصوص آیین دادرسی عموما عطف به ماسبق نمیشود. این آیین دادرسیست که در این مورد خاص گفته جرائم سیاسی باید در دادگاههای عمومی رسیدگی شود. مگر اینکه عطف به ماسبق در خود قانون پیشبینی شده باشد که در این مورد گفته نشده که راجع به پروندههایی که در گذشته بررسی شده، لازم باشد تجدیدنظری صورت بگیرد.»
اما راه برای رسیدگی مجدد به پروندههای سیاسی کاملا بسته نیست. شعلهسعدی میگوید: «به موجب این قانون جدید، چون یک امر جدیدی حادث شده است محکومان میتوانند از دیوان عالی کشور درخواست اعاده دادرسی کنند. اگر دیوان عالی کشور قرار قبولی اعاده دادرسی را صادر کرد، آن وقت دوباره یک رسیدگی ماهیتی مجدد میشود. بنابراین مقدمتا باید یک رسیدگی در دیوان عالی راجع به اعاده دادرسی نسبت به محکومینی که متقاضی اعاده دادرسی هستند انجام بگیرد، بعد از قبولی اعاده دادرسی ممکن است که آن مزایا به این افراد هم تعلق بگیرد.»
این حقوقدان البته تاکید میکند که بدون اعداده دادرسی هم اگر جرم زندانیان کنونی سیاسی تلقی شود باید حداقل از مزایایی که به موجب قانون جدید در زندان برایشان مقرر شده برخوردار شوند.
از: دویچه وله
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
وزیر امورخارجه آمریکا گفت که مشکلات ایران در زمینه معاملات مالی ناشی از تصمیمات خود این کشور است. او گفت که بانکهای اروپایی میتوانند در موارد ناروشن برای تجارت با ایران از وزارت خزانهداری آمریکا سوال کنند.
به گزارش سایت رسمی وزارت امورخارجه آمریکا جان کری، وزیر امور خارجه این کشور در روز پنجشنبه (۱۹ مه/ ۳۰ اردیبهشت) از کارکنان سفارت این کشور در اتریش تقدیر و سپاسگزاری کرد.
به گفته کری دیپلماتهای آمریکایی در اتریش و دیگر کشورها (بهویژه سوئیس) متحمل زحمات زیادی برای به ثمر رساندن توافق اتمی با ایران شدهاند.
کری تصریح کرد که اجرای توافق اتمی با ایران به لحاظ فنی مشکلی ندارد. او افزود: «کاش جریان پولها راحتتر صورت میگرفت و امور بانکی نیز تسهیل میشد. اما این چالشی است که ایران خود آن را از طرق مختلف ایجاد کرده و تصمیمات دیگر ایران نیز در این موضوع بیتاثیر نیست.»
کری خطاب به کارکنان سفارت آمریکا در وین گفت: «شما میتوانید به نوههایتان داستانهای خوبی درباره زمان فعالیتتان در سفارت آمریکا در وین و چگونگی توافق اتمی با ایران بازگو کنید.»
به گفته وزیر امورخارجه آمریکا حل مشکلات پس از برجام نیز به “زمان بیشتری” دارد.
تعهدات آمریکا در اجرای برجام
به گفته مقامات ایرانی دولت آمریکا با “کمکاری” مانع اجرای همهجانبه برجام شده است. به گفته مسئولان ایرانی اقدامات اخیر آمریکا نگرانی سرمایهگذاران خارجی و بانکهای اروپایی برای معامله با ایران را تشدید کرده است.
به گزارش سایت خبری “تدبیر” نتایج یک نظرسنجی که در روز چهارشنبه (۱۸ مه) منتشر شده نشان میدهد که “بیش از نیمی از شرکتهای بینالمللی علاقمند به تجارت با ایران به دلیل ابهام در قوانین تحریمی آمریکا و بیم از نقض این قوانین از ورود به بازار ایران خودداری میکنند.”
تصریح میکند که از میان ۱۰۰ شرکت بینالمللی مستقر در بریتانیا ۵۸ شرکت هنوز نمیدانند که معامله با ایران چه پیامدهای حقوقی برای آنها بهدنبال خواهد داشت.
معاملهی “مشروط” با ایران
خبرگزاری رویترز نیز در روز چهارشنبه از گلایه و نگرانی شرکتها و بانکهای اروپایی خبر داده و مینویسد که ناروشنی در زمینه معاملات با ایران همچنان وجود دارد.
جان کری، وزیر امورخارجه آمریکا هفته گذشته پیش از دیدار با مدیران بانکهای بریتانیایی تصریح کرد که موسسات اقتصادی میتوانند در موارد مشخص با وزارت خزانهداری آمریکا که ناظر بر معاملات بینالمللی با ایران است، رایزنی کنند و پاسخ پرسشهای خود را بگیرند.
در گزارش رویترز آمده است که پیچیدگی قوانین و موارد حقوقی سبب شده که شمار زیادی از وکلا به شرکتها در زمینه تجارت با ایران مشاوره و توصیه دهند، اما این توصیهها هیچکدام از “مبنای حقوقی استواری” برخوردار نیستند.
بنا به این گزارش بهرغم توافق اتمی هنوز ۲۰۰ شرکت، نهاد و افراد حقیقی و حقوقی از ایران در لیست تحریمهای آمریکا قرار دارند. سپاه پاسداران که برخی از پروژهها و موسسات مهم اقتصادی ایران را در دست دارد، از جمله نهادهای تحریمی است.
جان کری گفت: «بانکها در اروپا مجازاند که برای ایران حساب باز کنند، به معامله با این کشور بپردازند و به ایران اعتبارات مالی واگذار کنند.» او افزود: «تا زمانی که موسسات مالی و اقتصادی با افراد و موسسات تحریمی معامله نداشته باشند، کاملاً در زمینه تجارت با ایران دارای آزادی عمل هستند.»
در ایران مخالفان برجام دستاوردهای دولت حسن روحانی را ناچیز دانسته و مدعیاند که وعدههای دولت در زمینه بهبود وضعیت اقتصادی محقق نشده است.
به گزارش خبرگزاری فارس محمدحسین صفارهرندی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در روز چهارشنبه (۲۹ اردیبهشت) در قم گفت که هیچ کس با رفع تحریمها در ایران مخالف نیست.
او تصریح کرد که حتی اگر پولهای بلوکه شدهی ایران آزاد شوند “باز تمامی مشکلات رفع” نمیشوند. وی از دولت خواست که به ظرفیتهای داخلی تکیه کند.
روحانی و برخی دیگر از مقامات دولتی بارها گفتهاند که ایران برای خروج از وضعیت نگرانکننده اقتصادی کنونی نیازمند دستکم ۵۰ میلیارد دلار سرمایهی خارجی است.
از: دویچه وله
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
گزارشها از ایران حاکی است که مراسم خاکسپاری یک فرمانده بسیج کشته شده در عراق و شش نفر از اتباع افغان و پاکستانی کشته شده در سوریه، در روزهای چهارشنبه و پنجشنبه در شهرهای اراک، قم و شهریار برگزار شده است.
به گزارش سایت «دفاع پرس» وابسته به ستاد کل نیروهای مسلح ایران، مراسم خاکسپاری محمد هزاره از اتباع افغان کشته شده در سوریه روز پنجشنبه ۳۰ اردیبهشت در شهریار برگزار شد.
خبرگزاری فارس نیز خبر داده که دو نیروی افغان و سه نیروی پاکستانی کشته شده در سوریه روز چهارشنبه در قم دفن شدند.
این خبرگزاری هویت این پنج نفر را یدالله صاعی و رحمتالله عظیمی از لشکر «فاطمیون» و افتخار حسین، عبدالعلی اسدی و حسین احمدی از تیپ «زینبیون» اعلام کرده است.
لشکر «فاطمیون» متشکل از افغانهای مقیم ایران و «تیپ زینبیون» شامل پاکستانیهای مقیم ایران است که از سوی جمهوری اسلامی ایران به صورت سازماندهیشده برای جنگ به نفع بشار اسد به سوریه اعزام میشوند.
پیش از این نیز گزارشهای متعددی از تشییع و تدفین اجساد اعضای این دو گروه در نقاط مختلف ایران به ویژه استانهای قم،خراسان رضوی و تهران منتشر شده بود.
سازمان دیدهبان حقوق بشر روز ۹ بهمن ۹۴ اعلام کرده بود که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هزاران افغان و برخی از آنها را «به زور» بسیج کرده و برای جنگ در کنار نیروهای هوادار بشار اسد به سوریه میفرستد.
پیشتر آیتالله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، با خانوادههای شماری از کشتههای اعضای لشکر «فاطمیون» در سوریه دیدار کرده بود.
آقای خامنهای در این دیدار قول داده بود که برخی مشکلات آنها از جمله امکان تحصیل فرزندانشان در مدارس ایران را شخصا پیگیری کند.
در همین حال مجلس ایران اردیبهشت امسال و هنگام بررسی لایحه «تنظیم برخی از احکام برنامههای توسعه کشور» مادهای را تصویب کرد که در صورت تأیید نهایی، به دولت اجازه میدهد به اعضای خانواده اتباع افغان که از سوی نیروهای نظامی ایران به سوریه اعزام شده و کشته شدهاند، تابعیت ایرانی بدهد.
تاکنون گزارش دقیقی درباره نیروهای ایرانی، افغان و پاکستانی کشته شده در سوریه منتشر نشده است، اما عینالله تبریزی جانشین سابق فرمانده سپاه مازندران روز ۲۰ اردیبهشت بدون اشاره به تابعیت کشتهشدگان، از مرگ دستکم ۱۲۰۰ «رزمنده» در درگیریهای چهار سال اخیر سوریه خبر داده بود.
در همین حال به گفته فرماندهان سپاه پاسداران، پس از حمله نیروهای گروه جبهه النصره، شاخه القاعده در سوریه، در روز ۱۶ اردیبهشت به روستای استراتژیک «خان طومان»، ۱۳ نفر از نیروهای سپاه مازندران کشته و ۲۱ نفر مجروح شدند که جنازه ۱۱ تن از آنها همچنان در اختیار مخالفان بشار اسد است.
همچنین به گفته فرماندهان سپاه گیلان، شش نفر از نیروهای ایران نیز به اسارت در آمدهاند.
در همین حال خبرگزاری ایسنا روز پنجشنبه اعلام کرد که تاکنون ۳۰ نفر از نیروهای سپاه مازندران در سوریه کشته شدهاند.
در سالهای گذشته همچنین گزارشهایی درباره کشته شدن تعدادی از نیروهای ایرانی در عراق منتشر شده است.
در همین حال به گزارش خبرگزاری دولتی ایرنا، روز چهارشنبه مراسم خاکسپاری علیرضا بابایی فرمانده اسبق یکی از گردانهای بسیج اراک دراین شهر برگزار شد.
بر اساس این گزارش، آقای بابایی روز ۲۵ اردیبهشت در فلوجه عراق بر اثر برخورد با «تله انفجاری» کشته شد.
تاکنون آمار دقیقی نیز از تعداد نیروهای ایرانی کشته شده در عراق منتشر نشده اما گزارشهای منتشر شده حکایت از آن دارد که تعداد این نیروها بسیار کمتر از نیروهای ایرانی کشته شده در سوریه بوده است.
از: رادیو فردا
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
گروه گزارشگران بدون مرز محکومیت نرگس محمدی، روزنامه نگار و نائب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر، به ۱۰ سال زندان را به شدت محکوم کرده و از حسن روحانی رئیس جمهور ایران خواسته است در این مورد سکوت نکند.
این گروه روز چهارشنبه همچنین نسبت به وضعیت پنج روزنامه نگار دیگر – مهدی بوترابی، سروش فرهادیان، محمد صدیق کبودوند، آرش زاد و امید سلیمانی – ابراز نگرانی کرده بود.
بنابه گزارش ها جلسه رسیدگی به اتهامهای نرگس محمدی صبح روز چهارشنبه، یک اردیبهشتماه ۱۳۹۵ در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی صلواتی برگزار شده بود.
نرگس محمدی درحالی دوباره محکوم به حبس می شود که درحال سپری کردن دوران محکومیت قبلی خود در زندان است.
گزارشگران بدون مرز (آر اس اف) نوشت که “روند محاکمه ناصحیح او تحت نفوذ وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران برگزار شد.”
خانواده خانم محمدی روز ۱۸ مه از این حکم آگاهی پیدا کرد.
کریستوف دلوار دبیرکل گزارشگران بدون مرز گفت: “نرگس محمدی قهرمان اطلاع رسانی است که مایه افتخار روزنامه نگاری و دفاع از آزادی است. پرزیدنت روحانی نباید در برابر چنین حکم وحشتناکی ساکت بماند، هرچند خوب می دانیم که سیستم قضایی ایران تحت امر رهبر عمل می کند.”
وبسایت کانون مدافعان حقوق بشر پیشتر گزارش داد که “بهموجب رأی دادگاه، خانم محمدی به استناد مواد ۵۰۰، ۶۱۰، ۴۹۸ و ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، در مورد اتهام اجتماع و تبانی بهقصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور به تحمل پنج سال و در مورد اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به تحمل یک سال حبس و در مورد اتهام تشکیل و اداره گروهک غیرقانونی لگام به تحمل ده سال حبس محکومشده است.”
“ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی در مورد تعدد جرم مقرر میدارد که هرگاه عناوین ارتکابی بیشتر از سه جرم نباشد، رعایت حداکثر مجازات تعیینی اعمال میشود. بنابراین با این تجمیع، خانم محمدی به ده سال حبس محکومشده است.”
تقی رحمانی همسر نرگس محمدی به گزارشگران بدون مرز گفت که “این حکم برای انتقام جویی نه فقط از نرگس، بلکه کل جامعه مدنی ایران است.”
او گفت: “این اقدام معمول سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات برای مرعوب کردن فعالانی است که موارد نقض حقوق بشر در ایران را آشکار می کنند، از جمله وضعیت زندانیان وجدان را.”
نرگس محمدی پیش از این در خرداد ۱۳۸۹ بازداشت شد و در مهر ۱۳۹۰ به سه اتهام “اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر و تبلیغ علیه نظام” به ۱۱ سال حبس تعزیری محکوم شد که این رأی در دادگاه تجدیدنظر به شش سال حبس کاهش یافت.
او سوم اردیبهشت ۱۳۹۱برای اجرای حکمش به زندان اوین تهران فراخوانده شد و پس از آن در خرداد همان سال به دلایل نامشخصی به زندان زنجان انتقال یافت.
پس از آن، بر اساس تشخیص پزشکان حکم “عدم تحمل کیفر” گرفت و آزاد شد. با این حال او دوباره از اردیبهشت سال گذشته در زندان به سر میبرد.
گزارشگران بدون مرز اخیرا جایزه قهرمان آزادی اطلاعرسانی را از جمله به خانم محمدی اعطا کرده بود.
گزارشگران بدون مرز پیشتر در روز چهارشنبه در بیانیه ای “باردیگر نگرانی عمیق خود را از بازداشتهای خودسرانه و چگونگی نگاهداری روزنامهنگاران زندانی” مطرح کرده بود.
در آن بیانیه آمده بود که “از این میان محمد صدیق کبودوند از دوازه روز پیش در اعتصاب غذا بسر میبرد و از آرش زاد ده ماه پس از بازداشت هیچ خبر رسمی منتشر نشده است.”
علاو بر محمد صدیق کبودوند و آرش زاد نسبت به وضعیت امید سلیمانی، سروش فرهادیان و مهدی بوترابی ابراز نگرانی شده بود.
از: بی بی سی
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
علیرضا گلیپور، زندانی امنیتی و سیاسی محبوس در زندان اوین، به ۳۹ سال زندان محکوم شد.
آزیتا قرهبیگلو وکیل آقای گلیپور در گفتوگو با صدای آمریکا خبر صدور این حکم از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی را تایید کرد.
جاسوسی، توهین به رهبری و هواداری از سازمان مجاهدین خلق از جمله موارد اتهامی این زندانی امنیتی و سیاسی است که در صدور این حکم سنگین و کمسابقه مورد استناد قرار گرفته است.
خانم قرهبیگلو، علیرضا گلیپور را یک “نخبه” معرفی میکند که در مقطع دکترا تحصیل میکرد و کارمند رسمی وزارت ارتباطات و و فناوری اطلاعات بود.
گلیپور ۳۰ ساله است. او در مهر ۱۳۹۱ دستگیر شد و ماهها در زندان انفرادی بود. او تاکنون در چند پیامی که از زندان به بیرون فرستاده، شرح شکنجهها و آزارها در زندان را رویات کرده. بنا به گزارش ها او به شدت بیمار است و به گفته وکیلش دارای گواهی “عدم تحمل کیفر” از سوی کمیسیون پزشکی است.
علیرضا گلیپور برای برگزاری دادگاه و دریافت حکم نزدیک به چهار سال را در زندان سپری کرد و بارها به مشکلات جدی پزشکی دچار شد.
خانم قرهبیگلو میگوید که امیدوار است این حکم سنگین در دادگاه تجدیدنظر شکسته شده و او در این فاصله از حق مرخصی برای پیگیری روند درمانی خود بهرهمند شود.
از: صدای آمریکا
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
مرکز آمار ایران روز چهارشنبه ۲۹ اردیبهشت اعلام کرد که نرخ رشد اقتصادی در سال ۹۴ بدون احتساب نفت به حدود یک درصد رسیده است. نرخ رشد اقتصادی در سال ۹۳ سه درصد اعلام شده بود.
بر اساس گزارش منتشر شده در سایت این مرکز، نرخ رشد اقتصادی بدون احتساب نفت در سال گذشته ۹ دهم درصد، رشد اقتصادی گروه کشاورزی ۵.۴ درصد، رشد اقتصادی گروه صنعت منفی ۲.۲ درصد و رشد اقتصادی گروه خدمات ۰.۲ درصد بوده است.
یک روز پیش از انتشار گزارش مرکز آمار ایران، محمدباقر نوبخت سخنگوی دولت رشد اقتصادی در سه ماهه چهارم پارسال را بدون احتساب نفت ۱.۶ درصد و با احتساب نفت دو درصد اعلام کرده بود.
نرخ رشد اقتصادی در سالهای پایانی دولت محمود احمدینژاد به شدت منفی بود. پس از روی کار آمدن دولت حسن روحانی این شاخص افزایش یافت اما این افزایش روند یکنواختی نداشته است.
وزیران اقتصاد، کار، صنعت و دفاع در شهریورماه پارسال در نامهای به رییس جمهوری ایران خواستار اخذ تصمیمی فوری برای جلوگیری از تبدیل رکود اقتصادی به «بحران» شده بودند.
در آبان پارسال وزارت صنعت، معدن و تجارت و بانک مرکزی در اطلاعیه مشترکی آغاز اجرای طرح خرید کالای ایرانی را بهعنوان بخشی از «بسته ضد رکود» دولت آغاز کردند.
با وجود ارائه «بسته ضد رکود» تعدادی از مقامهای دولتی و کارشناسان اقتصادی اعلام کردهاند که صنایع ایران همچنان در وضعیت بحرانی به سر میبرند.
صندوق بینالمللی پول نرخ رشد اقتصادی ایران در سال ۲۰۱۵ را صفر درصد اعلام کرده است و پیشبینی کرده که این نرخ در سال ۲۰۱۶ به چهار درصد برسد.
بانک مرکزی ایران در آذر سال ۹۲ رشد اقتصادی کشور در سال ۹۱ با احتساب نفت را منفی ۵.۸ درصد اعلام کرده بود. این بانک سپس در مرداد ۹۳ اعلام کرد که رشد اقتصادی ایران در سال ۹۱ منفی ۶.۸ درصد بوده است.
در سال ۹۳ رشد اقتصادی ایران به سه درصد رسید اما افزایش آن ادامه پیدا نکرد واین رقم در ۹ ماهه پارسال، هفت دهم درصد بوده است.
از: رادیو فردا
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
عبدالفتاح سلطانی، وکیل و زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین، دقایقی پیش به مرخصی آمد. مادر این وکیل دربند پیش از دیدار با فرزند خود دار فانی را وداع گفت.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از کلمه، عبدالفتاح سلطانی، وکیل و زندانی سیاسی که از سال ۹۰ در زندان اوین به سر میبرد، در حالی دقایقی پیش به مرخصی آمد که پیش از این برای دیدار مادر بیمارش درخواست مرخصی کرده بود اما تعلل مسئولان زندان باعث شد مادر این وکیل دربند، صبح امروز پیش از آنکه فرزند خود را ملاقات کند از دنیا برود.
تعلل مسئولان قضایی بنا بر این ادعا بود که وثیقهگذار باید بیاید امضا کند. عبدالفتاح سلطانی هنوز از فوت مادر خود خبر ندارد.
عبدالفتاح سلطانی از وکلای حقوق بشر ایران عصر روز شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۰ بازداشت شد و به دلیل گرفتن جایزه حقوق بشر نورنبرگ آلمان، مصاحبه با رسانهها درباره پرونده موکلانش و مشارکت در تاسیس کانون مدافعان حقوق بشر به ۱۸ سال زندان و ۲۰ سال محرومیت از وکالت محکوم شد که در دادگاه تجدید نظر این حکم به ۱۳سال حبس کاهش یافت.
با اعمال قانون تجمیع جرائم و اعمال ماده ۱۳۴ حکم سیزده سال حبس تعزیری عبدالفتاح سلطانی به ده سال کاهش یافت. همچنین محرومیت وی از وکالت نیز به دو سال کاهش یافته است.
حکم سیزده سال حبس تعزیری این وکیل در بند و عضو موسس کانون مدافعان حقوق بشر در حالی کاهش یافته که وی طبق ماده ۵۸ و اینکه بیش از یک سوم حکم خود را گذرانده، هم اکنون بصورت غیرقانونی در زندان نگهداری می شود.
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
به گزارش سایت بازداشت مراسم تشییع بانو سکینه سلطانی مادر زندانی سیاسی ، وکیل عبدالفتاح سلطانی امروز ۲۹ اردیبهشت ۹۵ در بهشت زهرا برگزار شد.
لازم به ذکر است که آقای سلطانی هم اکنون برای حضور در مراسم مادر خویش در مرخصی بیرون از زندان به سر میبرد و میبایست چند روز دیگر دوباره به زندان بازگردد. به او اجازه مرخصی قبل از فوت مادرش را ندادند.
در عکس اول ، در دو طرف آقای سلطانی، این وکیل برجسته دادگستری و فعال حقوق بشری که بیش از ۵ سال در زندان بوده، دو تن از همکاران وی یعنی خانم نسرین ستوده و آقای محمد علی جداری فروغی ( وکیل ریحانه) و در عکس دیگر، دکتر محمد ملکی دیده می شوند.
تعدادی از فعالین سیاسی و مدنی در مراسم تشییع بانو سکینه سلطانی مادر بزرگوار وکیل زندانی جناب آقای عبدالفتاح سلطانی حضور یافتند.
گفتنی است که آقای سلطانی هم اکنون برای حضور در مراسم مادر خویش در مرخصی بیرون از زندان به سر میبرد و میبایست چند روز دیگر دوباره به زندان بازگردد.
روان مادر گرامیشان شاد باشد.
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
دستگیری بیش از ١۵ مدیر ارشد در شهرداری و سه عضو شورای شهر تبریز به دلیلی که آن را فساد، زدوبند و تخلفات گسترده مالی خواندهاند، از چند ماه قبل از پایان سال ٩۴ تا امروز ادامه دارد. این پرونده تاکنون در جوی مبهم و بدون اطلاعرسانی خبری، حتی برای اعضای شورای شهر پیش رفته است و دستگیرشدگان بدون قید وثیقه همچنان بازداشت هستند و احتمال بازداشت تعداد دیگری هم وجود دارد.
آفتاب: شاید ریشه آنچه امروز به عنوان مشکل حلنشده و بیاعتباری مدیریت شهری تبریز مطرح شده را باید در تداخلهای بسیار زیاد شوراییها با دوستانشان در شهرداری جستوجو کرد. حتما دلیلی داشته که همواره توصیه شده شوراها حتی از نظر مکانی هم که شده مستقل از شهرداریها باشند تا سقف بالای سرشان را دیگری کم و زیاد نکند. وقتی در شروع دوره چهارم تعداد اعضای شوراها افزایش یافت، در بسیاری از شهرها از جمله تهران، محل حضور و دفاتر اعضا با کمبود مواجه شدند و تا زمان آمادهشدن دفتر جدید بسیاری از آنها در ساختمانهای شهرداریها یا محلهای دیگر اداری مستقر شدند. تبریز هم همین اتفاق برایش افتاد و اعضای شورا زیر سقف ساختمان شهرداری رفتند. بعدها انگار تعداد جلسات و موضوع جلسات خیلی حساستر بود و به همین دلیل تعدادی از جلسات را در مجتمعهای تجاری برگزار کردند. این ابداع جدیدی در برگزاری جلسات شورایی بود که شاید اگر همان زمان رئیس شورای تبریز و دیگرانی که شاهد بودند جلوی این رفتارها را میگرفتند، امروز شائبه اتهامات کلان فساد اقتصادی اینقدر جدی بر زخم مردم تبریز نمک نمیپاشید.
به گزارش آفتاب، شروع اتفاقات و دستگیریها در شورا و شهرداری تبریز را نمیتوان به موضوع خاصی نسبت داد چراکه هنوز کسی به طور شفاف در مورد اصل موضوع تخلف صحبت نکرده است، فقط در این میان جمع چشمگیری دستگیر شدهاند و مشخص است که پای تبانی، اختلاس و فساد در سیستم وسط است. اعضای شورای تبریز حتی بعد از چندماه شروع دستگیریها و احتمال کشیدهشدن پای خودشان به میان، باز هم شفاف صحبت نمیکنند و گویا منتظرند اتفاقی رخ دهد. وقتی اولین عضو شورای تبریز یعنی المیرا خاماچی دستگیر شد، همه هجمهها به این سمت رفت که این خانم از ابتدا به دلیل سوابق خود و انتشار عکسهای بدون حجاب در فضای مجازی نباید رأی میآورد و خلاصه ماجرا را به سمتی دیگر بردند اما واقعیت چیز دیگری بود و اگر قرار بر حذف او به این دلیل بود، تعارفی نمیشد و خیلی زودتر حذف میشد. اگر نشریات محلی تبریز را مرور کنیم دفعات مکرر خروج این عضو از جلسات شورا به نشانه اعتراض و همراهینکردن با برخی دیگر از اعضای شورا را میبینید و همراهینکردن و هم نظری او با اعضای دیگر کاملا مشهود است. اکرم حضرتی، عضو دومی است که دستگیر میشود. او هم یکی از اعضای پرحاشیه شورای شهر تبریز است. نفر سوم از اعضای شورای شهر تبریز تا بهحال (شنیدهها حاکی از افزایش این تعداد دارد)، حبیب شیریآذر است. او سالها آن طرف میز و در مسئولیتهایی نظیر رئیس اداره سیاسی فرمانداری تبریز و مدیر امور اداری استانداری آذربایجان شرقی بوده است. اعضای شورای شهر تبریز که «شرق» با آنها صحبت کرد، چندان تمایلی به صحبت ندارند و ترجیح میدهند فعلا چیزی نگویند.
داوود امیرحقیان، رئیس کمیسیون تحقیق و نظارت شورای شهر تبریز است. او تأکید دارد اگرچه زمان زیادی از دستگیری اعضای شورای شهر و برخی مدیران شهرداری میگذرد، هنوز اتهام این افراد نهایی نشده است و نباید در مورد آنها قضاوت کرد. وی در پاسخ به این سؤال که قرار بازداشت دائمی شده و این یعنی اتهام آنقدر مهم بوده که اجازه قراردادن وثیقه ندادهاند؟ گفت: مدت قرار بازداشت تا دو ماه است و میتوانند در این مدت آنها را نگه دارند اما باز هم اتهامی ثابت نمیشود. ما هم هنوز نمیدانیم اعضای شورای شهر به چه دلیلی دستگیر شدهاند و جزئیات پرونده به بیرون درز نکرده است. وی اصرار دارد که نباید پرونده اعضای شورای شهر و مدیران شهرداری را با هم تداخل داد چراکه این پروندهها موازی با هم در حال بررسی است.امیر حقیان میگوید در این مدت به جز اعضای شورا و مدیران شهرداری و برخی دیگر از افراد مرتبط، تعدادی از پیمانکاران هم دستگیر شدهاند که نشان از وجود زدوبند دارد. او در پاسخ به این سؤال که «وجود زدوبند در شهرداریها امر جدیدی نیست که به خاطرش این اندازه دستگیری به راه بیندازند، آیا پای موضوع دیگری در میان است؟ پاسخ روشنی نداد و گفت: ممکن است موضوع دیگری هم مطرح باشد اما ما خبر نداریم. او در پاسخ به «شرق» در مورد علت بیخبری اعضای شورا و رئیس شورا از ماجرا(!؟) تصریح میکند: من به عنوان رئیس کمیسیون نظارت شورا خبری ندارم. رئیس شورا هم حتی اگر بداند، توضیحی به ما نداده است. او وجود چندین پرونده تخلف عمده و دامنهدار در شهرداری و مجموعههای مرتبط را تأیید میکند و میگوید: در این مدت مبالغی ردوبدل شده و فسادی در سیستمی بروز کرده اما جزئیات و حجم و ابعاد آن مشخص نیست.این عضو شورای شهر تبریز که یکی از منتقدان شهردار تبریز است و میگوید به او رأی هم نداده است، در مورد شائبه وجود ردپای شهردار و نزدیکان او در این تخلفات عمده مالی، به همین جمله که «من به او رأی ندادهام، هرکس رأی داده بیاید و جواب این اوضاع را بدهد» بسنده میکند. او میگوید در این شرایط قصد جابهجایی در شهرداری را ندارند و بلافاصله خیلی مبهم میافزاید: حالا صبر کنید، قرار است اقداماتی انجام شود؛ زمان یکسری مشکلات را حل میکند و یکسری حقایق را آشکار میکند».
از این عضو شورای تبریز در مورد آبروی شورای شهرشان در این پرونده و رکوردی که در دستگیریها داشته میپرسم و میگوید: کارهای خوب ما را مردم دیدهاند و سوابق ما مشخص است و حالا با تخلف چندنفر همه کارها زیر سؤال نمیرود. ضمن اینکه هنوز تخلفات ثابت نشده است. او در پاسخ به این شائبه که گفته میشود این اقدام دادگستری و دستگیریهای گسترده پس از اختلاف شورا و شهرداری و دادگستری در مورد یک زمین و ساختوسازهای مرتبط بوده است، تصریح کرد: اختلافنظری در مورد یک زمین وجود داشت اما چنین شائبهای درست نیست و این پیگیریها مستقل از چنین موضوعاتی اتفاق میافتد و بهزودی همهچیز آشکار میشود. قطعا مسئولان دادگستری هم کاملا قانونی و با سلامت نفس عمل میکنند.چندروز قبل هم بهنام مفضفی، نماینده مردم آذربایجانشرقی، در شورایعالی استانها به نحوه برخورد دادگستری با تخلفات شوراییها اعتراض کرده و این روند را درست ندانسته و گفته دادگستری قصد قلعوقمع شوراها را دارد! وی گفته: «دادگستری استان حکمها را برای اعضای شورا طوری صادر میکند که ظاهرا قصد قلعوقمع شوراها را دارد. این در حالی است که در قانون برای تعلیق عضویت شوراییها تنها یک مرجع که شورای حلاختلاف استان است پیشبینی شده و این روند در آذربایجانشرقی رعایت نمیشود. این روند باعث میشود امور شهر با اختلال مواجه و شهردار نیز گیج شود؛ چنانکه در شهر تبریز نیز وضعیت همینگونه است».
ربطی به نظام شورایی ندارد
این نماینده شورای تبریز در شورایعالی استانها از پیگیری این موضوع در شورایعالی استانها خبر داده بود درحالیکه مهدی چمران به ایسنا گفته بود: «شورایعالی استانها تنها بر مصوبات شوراهای شهر نظارت دارد اما برخی اتفاقات ممکن است در شوراهای استانها رخ دهد که کاملا شخصی است و ممکن است عضوی از شورا دعوا کرده یا زدوبندی داشته باشد که ربطی به نظام شورایی نداشته باشد؛ در مورد اتفاق شورای شهر تبریز نیز باید بگویم که مسئولان قضائی استان، شهردار و مسئولان شورا صحبت کرده و آنها عنوان کردهاند که تحقیقات در این زمینه ادامه دارد».
اما تعداد قابلتوجه مدیران دستگیرشده در شهرداری تبریز؛ از مدیرکل حراست گرفته تا برخی از اعضای خانواده شهردار تبریز هم قابلتوجه است. اگرچه بسیاری از این پیگیریها و اتفاقات پرحاشیه از اواخر سال گذشته و قبل از برگزاری انتخابات مجلس دهم در سکون و سکوت پیش رفت تا جو انتخابات بههم نریزد اما دستگیریها ادامه داشت و تا امروز هم ادامه دارد. معاون عمرانی، معاون اقتصادی، معاون شهرسازی، مدیرعامل بانک شهر، مدیرعامل مترو، چند شهردار منطقه، چند مشاور و مسئول دفتر و… که تعدادی از آنها اعضای خانواده و فامیل شهردار تبریز هستند و تعداد قابلتوجهی از پیمانکارانی که پروژههای مهم و بزرگ عمرانی شهر تبریز را اجرا کردهاند جزء دستگیرشدهها تا امروز هستند و گویا این دستگیریها همچنان ادامه دارد.
صادق نجفی، شهردار تبریز، یکی از مدیران حامی دولت احمدینژاد است که در دوران مسئولیتهای خود در منطقه اقتصادی ارس تعاملات نزدیکی با دولت و مسئولان آن داشته است. اگر فرض را بر عدم اطلاع و دخالت شهردار تبریز در تخلفات صورتگرفته در میان معاونان و مدیران اصلی شهرداری بدانیم، میتوان حداقل از این منظر وارد شد که آیا شهردار یک کلانشهر همچون تبریز نباید بر مجموعه خود نظارت داشته باشد تا چنین تخلفاتی با این حجم و ابعاد رخ ندهند!؟ و دیگر اینکه آیا مسئول بالاسری مجموعهای که چنین تخلفاتی درونش رخ داده صلاحیت ادامه کار را دارد!؟
بههرروی شورا و شهرداری تبریز بهعنوان یک کلانشهر، مشت خوبی بهعنوان نمونه از خروار عملکرد شوراها و شهرداریهاست تا علاوه بر نشاندادن شرایط موجود در این دو مجموعه، زنگخطری باشد برای سایر شهرها. وجود انواع تخلفات در داخل شهرداریها نیازی به اثبات ندارد، آنقدر عادی و با توجیههای مختلف ریشه دوانده که حتی در زمان تخلفی بزرگ و آشکار، عدهای نمیخواهند اصل موضوع یعنی انجام تخلف را قبول کنند و دائما آن را به موضوعات دیگر نسبت میدهند. تا اینجای کار شواهد حکایت از تخلفی گسترده و دامنهدار در شهرداری تبریز و همکاری و همراهی تعدادی از اعضای شورای شهر با آنها دارد و باید منتظر بود و دید، این افراد از اتهام مبرا میشوند یا با روشنشدن پرونده، حذف شده و به سزای اعمالشان میرسند.
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
در سریال “شهرزاد” مرز میان “خیر” و “شر” میان “خوبی” و “بدی” و “سیاه” و “سفید” در کنش هیچ یک از تیپ های اجتماعی از مبارزان چپ و ملی گرا گرفته تا صاحب منصبان حکومتی، از زنان تا مردان، از سرمایه داران تا زحمتکشان و خدمتکاران عبور ناکردنی و تغییر ناپذیر نیست. هرکس در سر بزنگاهها می تواند بنا به خلق و خوی انسانی خود شناور شود
مجموعه ۲۸ قسمتی “شهرزاد” همچون پر طرفدارترین سریال تلویزیونی پس از انقلاب در میان ایرانیان داخل و خارج از کشور، از مردم کوچه و بازار گرفته تا نخبگان سیاسی و فرهنگی از زوایای گوناگون مورد توجه و نقد رسانه ای صاحب نظران قرار گرفته است. در این سریال حسن فتحی و نغمه ثمینی با آگاهی و تسلط حرفه ای، توانمندی هنر بسیار پیچیده سینما را هوشمندانه به کار گرفته اند. خلاقیت آنها در آمیزش دیگر هنرها از شعر و ادبیات غنی فارسی گرفته تا باز آفریتی حوادث تاریخی دوران پس از کودتا و بازیگریهای درخشان و هنرمندانه و نیز هنر موسیقی ایرانی است.
شروع داستان، به گرماگرم تدارک کودتای ۲۸ مرداد مربوط است که در تاریخ معاصر ایران به زخم سیاسی و روانی ژرفی تبدیل شد که همچون خاری در جان و روح ایرانیان فرو رفت. رویدادی که اثری سرنوشت ساز بر کشور نهاد، عواطف و احساسات عمیق و اصیلی را بر انگیخت، وجدانهای میلیونها ایرانی را زخمی کرد، عشق و نفرت گسترده ای را دامن زد، و نیز برندگان و بازندگانی با هزینه های افسانه ای از خود بجا گذاشت. “شهرزاد” با این شروع، بدون اینکه به اثری سیاسی تبدیل شود، بینندگان را به فضایی کشاند که زخمهای روانی ـ سیاسی ان همچون انقلاب ایران برای همه ایرانیان بازیافتنی و همزاد پندارانه است. در چنین فضایی است که عشق شیرین و فرهاد و نیز چند عشق رمانتیک دیگر باید به مصاف آزمونهایی روند و از هفت خوانهایی بگذرند که آسان نمود اول اما افتاد مشکل ها!
یک جنبه جذابیت “شهرزاد” بازسازی تصویری نسبتا واقع گرایانه از زندگی، محلات، پاتوقهای روشنفکری، موسیقی مردمی و روشنفکری و طرز پوشش و رفتار و گفتار، علایق و حرکات بدنی ویژه گروهها و اقشار مختلف اجتماعی ایران ۵۰ و ۶۰ سال پیش است. بنابراین یک دلیل موفقیت “شهرزاد” که آنرا با اقبال عمومی روبرو کرد، طرح و اجرای یک اثر اصیل ایرانی با فضا و شخصیت های برکشیده از اعماق جامعه ایرانی بدون کپیه برداری کورکورانه از سریال های غربی، ژاپنی و ترکی و نیز در تمایز با کلیشه پردازیهای متاثر از “ارزشهای اسلامی” است. اما همزمان جان مایه حوادث و کنش شخصیت های داستان از سرشتی عام بشری و مدرن در باره عشق، سرنوشت، آینده، رازهای پنهان شده، آرزوهای ناممکن و سرخوردگیهای درونی انسان ها برخوردار است.
این سریال یک ژانر عشقی ـ جنایی است که پیچیدگی های فردی و اجتماعی ایرانی و لایه های پنهان و تاریک آدم ها و ابعاد ناشناخته آنها را با هنر بازیگری علی نصیریان “آقا بزرگ”، ترانه علیدوستی در نقش شهرزاد، پریناز ایزدیار در نقش شیرین دختر “بزرگآقا” ، مصطفی زمانی در نقش فرهاد، محمود پاکنیت (پدر شهرزاد)، محمد مهدی سروستانی (پدر فرهاد) و گلاره عباسی ( اکرم) جلوه گر می کند. در این میان هنر آفرینی علی نصیریان که با بازیهای کم نظیر دوران قبل از انقلاب در فیلمهای “گاو” و “هالو” درخشیده بود، بی تردید درخشان ترین بازی را به نمایش گذاشته است.
انتخاب زبان دیالوگ میان تیپ های مختلف “شهرزاد” که هریک در کاربرد ضرب المثل های شیرین فارسی به تناسب تعلق اجتماعی، یکی از جذابیت های بیاد ماندنی آنست. کاربرد منسجم زبان صنفی پدر فرهاد همچون تاجر فرش فروش و زبان سنتی اما پر ملاط مادر فرهاد در نقش زن خانه دار، زبان کوتاه گو اما بسیار نافذ “آقابزرگ” و نیز مکث محسوس بر شعر و ادبیات در محافل روشنفکری ، توانمندی خیره کننده و شیرینی زبان فارسی را از ابتدا تا پایان سریال به یاد بینندگان میاورد. به گونه ای که هربار بعد از هر قسمت مجموعه، اشعار و جمله های ادبی مربوط به آنچه در آن از شعرا و روزنامه نگاران وقت نقل می شد، در شبکه های اجتماعی دست به دست می شود. هر بیننده عادی با دیدن “شهرزاد” در می یابد که پرورش اصلی زبان فارسی در دامان شعر و زبان شاعرانه بوده و امکانات درونی این زبان در مایۀ شاعرانه پرورش یافته و پدیدار شده است.
اما یکی از مهمترین جذابیت های این پرهزینهترین سریال شبکه نمایش خانگی در تهران قدیم، شخصیت پردازی استادانه در نمایش لایه های تو در توی انسان ایرانی است. در این سریال مرز میان “خیر” و “شر” میان “خوبی” و “بدی” و “سیاه” و “سفید” در کنش هیچ یک از تیپ های اجتماعی از مبارزان چپ و ملی گرا گرفته تا صاحب منصبان حکومتی، از زنان تا مردان، از سرمایه داران تا زحمتکشان و خدمتکاران عبور ناکردنی و تغییر ناپذیر نیست. هرکس در سر بزنگاهها می تواند بنا به خلق و خوی انسانی خود شناور شود. در زندگی بیشتر آدم های شهرزاد که برشی واقعی از آدم های ایرانی است بسیاری اوقات خوب بازی کردن با کارتهای بد، از داشتن کارتهای خوب مهمتر می شود. این به هنر و خمیرمایه هر یک از قهرمانان داستان بستگی دارد تا با نوع انتخاب و واکنش اش، گلیم بخت خود را ببافد. گرچه نه تمام و کمال اما انتخاب و واکنش آدم ها علیرغم محدودیت های ناگزیر اجتماعی یا سیاسی، تا حد زیادی از پیش تعیین شده نیست. این به هنر و هوشمندی و درایت هر کس بستگی دارد که راه خود را به پیش بگشاید یا در کام مصایب غرق شود. همه آدم های درست و حسابی هم در این داستان دچار خطا می شوند و یا در معضل عشق ناکام میمانند یا بر عکس آدم های بیرحم و قدرتمند نیز می توانند بنا به دلایلی که در نیمه پنهان آنها جای دارد، رفتاری بس انسانی و درست از خود نشان دهند. مبارزان توده ای و ملی گرا با اینکه بطور کلی انسانهایی تمیز و با فرهنگ و آرمانگرا جلوه گر می شوند، اما در بزنگاههایی دست به ترور و تعقیب هم میزنند. یا مانند آذر، امیدی در زنده ماندن نمی یابند و دست به خودکشی می زنند. فرهاد که یک دانشجوی ملی گرا، شاعر و روزنامه نگار روزنامه دکتر فاطمی وزیر خارجه دکتر مصدق است، ناخواسته به ناجی زندگی “آقابزرگ” از سرنگون کنندگان دکتر مصدق مبدل می شود. اما آقا بزرگ که نماد قدرت و ثروت و بیرحمی است، در عین حال از خود فضایلی نظیر وفاداری، عشق به گل و گیاه نشان میدهد. عشق پنهانی او به شهرزاد و سرانجام کمک تعیین کننده به او و نیز درایت و پختگی اش در عقب نشینی و مسالمت خواهی به موقع از او شخصیتی چند بعدی می سازد. همچنین سرگرد امنیتی موسوم به فولادی که مامور تفتیش است و رفتاری بی اندازه پلیسی و سخت گیرانه دارد، در بزنگاهی دچار دگردیسی فکری می شود و جان خود را بر سر وفاداری اش بر قانون می گذارد.
زنان داستان نیز نه افرادی قربانی و ناتوان و سنت زده بلکه انسانهایی تصویر می شوند که در کشاکش آزادی و سرنوشت ، تقدیرشان به نوع واکنش و انتخاب شان واگذار می شود. شهرزاد همچون یک دانشجوی پزشکی هم عاشق و معشوق است و هر طور می خواهد لباس می پوشد، حرف می زند و تصمیم می گیرد. او مانند بسیاری از دختران آن سالها در کافه نادری روبروی پسران می نشیند و شعر می خواند. سرانجام به همین دلیل قایم به ذات بودنش در جدال خود با پرداخت هزینه ای سنگین، پیروز می شود و با گذر از رنج های بسیار به عشقی کامیاب میرسد. قدرت و نفوذ مادر فرهاد که نقش اساسی در تصمیم سازی خانوادگی دارد، نقش مهمی در کامیابی فرزندش بازی می کند. اما عشق مریم و بابک به دلیل وسوسه های جاه طلبانه مریم به تراژدی ختم می شود. در حالیکه اکرم خدمتکار ظاهرا وفادار “آقا بزرگ” با اینکه زن زحتمکش و نسبت به خانواده خود فداکار است، اما روح خود را به شیطان می فروشد، بدون اینکه نیمه پنهان خود را آشکار کند.
بطور کلی قهرمانان “شهرزاد” در کشاکش نیروهای مقدر و نیروهای آزادی و اراده خود انسانها در تعیین سرنوشت شان به سر میبرند.همین کنش های غیر قابل پیش بینی قهرمانان داستان است که بینندگان را تا آخرین دقایق قسمت ۲۸ سریال با کنجکاوی و علاقه به دنبال خود می کشاند. در واپسین لحظات “شهرزاد” است که راز های بسیاری از پرده بیرون می افتد، بیننده با نیمه های پنهان، صداهای در گلو مانده و به زبان درنیامده و لایههای ژرف و تو در توی قهرمانانی روبرو می شود که شاید هر کس می تواند خود را با یکی از آنها همزاد به پندارد یا محبوب یا منفورش بدارد.
آیا زندگی، عشق و سرنوشت ایرانی مانند سریال “شهرزاد” نیست که در آن همیشه فرصت تمرین و آمادگی برای رویارویی با رویدادهای تصادفی و غیر قابل پیش بینی وجود ندارد؟
از: گویا
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
عصر ایران – امروز ۲۹ اردیبهشت ، یکصد و سی و چهارمین زادروز دکتر محمد مصدق است؛ مردمیترین اشراف زادهای که تاریخ ایران به خود دیده است.
درباره مصدق زیاد خوانده و شنیده ایم و می خوانیم. خصوصا در سالروز کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ که دولت ملی سقوط کرد و ۱۴ اسفند (۱۳۴۶) که سالمرگ اوست.
بنابراین در زادروز نخست وزیر دولت ملی ایران جا دارد به اصل و نسب او اشاره شود و این یادآوری که مصدق هیچ گاه نگفت که پدر و مادرم این بودند و آن کردند. خودش بود و ایران و مردم.
یکی از مهم ترین ویژگی های او این بود که هر چند در ابتدا در لقب «مصدق السلطنه» بود اما نوبت به نام خانوادگی که رسید به «مصدق» بسنده کرد و هیچ گاه مصدق السلطنه نشد و «مصدق المله» زندگی کرد.
به یاد آوریم پس از رفراندوم انحلال مجلس شورای ملی در سال ۱۳۳۲ که مخالفان شایبه و شایعه تقلب را به راه انداختند «موزلی» خبرنگار سرشناس انگلیسی نوشت: « پیرمرد پیژامه پوش نیازی به تقلب در آرای رفراندوم نداشت چون سوای ارتش و پلیس، توده مردم هواخواه اوست.»
۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۵- زادروز محمد مصدق بهانهای است برای یادآوری دوران کودکی او.
دکتر شیرین سمیعی (همسر سابق دکتر محمود مصدق نوه مصدق) در کتاب خواندنی «در خلوت مصدق» – نشر ثالث- درباره کودکی او می نویسد:
« درخردسالی از پدر بماند و در دامان مادری که درتعلیم وتربیت فرزند، بسیار دقیق و سختگیر بود، پرورش یافت و هیچگاه گله و رنجشی ازشدت مادر ابراز نداشت.
نوشاتل، سوییس، ۱۹۱۰ ( سال ۱۲۸۹خورشیدی). از چپ به راست: عباس نیک بخت،ضیا اشرف مصدق، ابوالحسن دیبا، محمد مصدق، غلامحسین مصدق، عزت الله بیات، احمد مصدق

مادرش ملک تاج فیروز، ملقب به نجم السلطنه، از خاندان قاجاربود. او دختر فیروز میرزا نصرت الدوله، پسرعباس میرزای ولیعهد بود و خواهر حضرت علیا، همسر مظفرالدین شاه.
مصدق بسیار دوستش می داشت وبزرگ و محترمش میشمرد. اما اصل ونسب مادر برای دیگران بیش تر مطرح می بود تا از برای فرزند.
علاقه و احترامش به خاطر مهرش بود و کاری به کار ایل وتبار نجم السلطنه نداشت. بودند کسانی ازخویشاوندان و اطرافیانش که به اجداد خود فخر می فروختند واما اواین چنین نبود، نه او و نه همسرش. هیچ زمان نشنیدم بگوید پدر و مادر من این بودند و آن کردند.
همواره به عنوان پدر یه مادر از آن ها یاد می کرد وهیچ وقت حتی اسم و لقبشان را هم نمی آورد. درباره اصل و نسبش هم ازدیگران شنیدم وخواندم، نه ازخود او، چرا که او از خود آغاز و به خود ختم شد و نیازی به اسم و رسم هیچ یک از نیاکانش نداشت.
دختران مصدق ازنجم السلطنه خاطره خوشی داشتند و با مهر از او یاد می کردند و مادربزرگشان را در زمان حیاتش «شازده» و «شازده جون» می نامیدند.
تصویری از دوران کودکی مصدق

خانم متین دفتری، هرگاه که ازاو سخن می رفت به من می گفت: «تو هم اگر او را می دیدی مسلما دوستش می داشتی و همانند دیگران “شازده جون” صدایش می کردی.»
برایم تعریف می کرد که هر زمان که نجم السلطنه به دیدار برادرش فرمانفرما می رفت اغلب او را به همراه خود می برد. می گفت مادربزرگش پای به اندرون برادرش نمی نهاد و کاری به کار زنان حرم او نداشت. در بیرونی کنار برادرش می نشست و از اندرون او فقط دخترش، مریم فیروز می آمد و از همه پذیرایی می کرد هربار هم که فرمانفرما خواهرش را می دید، بشارت آخرین فرزندش را می داد و می گفت مثلا حسنی، حسینی دست شما را می بوسد. نجم السلطنه بدینسان آگاه می شد که نوزاد جدیدی به خانواده برادرش افزوده شده است.
مرگ پدر، پسر را بیش از پیش به مادرش نزدیک کرد. از آن پس بود که مصدق به او سخت وابسته شد و تحت تاثیر شخصیت، منش و گویش و کنش مادرش قرار گرفت. تا آخرین لحظه حیات خودش همچنان پند او را به گوش داشت.»
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
تازهترین آمارهای استخراج شده توسط وزارت صنعت از اوضاع نگران کننده صنعتی کشور در سال ۹۴ خبر دارد به نحوی که اکثر بخشها در این سال، رشد بالای منفی را تجربه کردند.
اقتصاد ایران آنلاین-از زمان روی کار آمدن دولت حسن روحانی و حتی قبلتر از آن در دوران تبلیغات ریاست جمهوری وی، همواره عملکرد صنعتی دولت دهم مورد انتقاد شدید واقع میشد و از جمله یکی از نقاط سیاه پرونده اقتصادی دولت قبل را به رشدهای منفی تولیدات صنعتی و معدنی نسبت میدادند.
آنگونه که خود مسئولان وزارت صنعت، معدن و تجارت اعلام کردند، تا پیش از روی کار آمدن دولت یازدهم تعداد خودروهایی که به دلیل نقص در قطعات و یا نبود نقدینگی لازم برای تکمیل آنها، در انبار مانده بودند، به ۲۰۰ هزار دستگاه هم میرسید. این آمار را محمدرضا نعمتزاده، وزیر صنعت، معدن و تجارت هشتم شهریورماه سال گذشته در جمع خبرنگاران به مناسبت هفته دولت اعلام کرد. همان روزهایی که کمپین نخریدن خودروهای داخلی شکل گرفته بود؛ موضوعی که به شدت مورد انتقاد وی و همراهانش در وزارت صنعت، معدن و تجارت قرار داشت.
آن روز، نعمتزاده به وجود ۲۰۰ هزار دستگاه خودرو در انبار برخی خودروسازان در روزهای ابتدایی عمر دولت اشاره کرد و گفت: این خودروها اغلب به خاطر نبود قطعه انبار شده بودند اما امروز موجودی انبارها به صفر رسیده و اینکه بگویند در انبار فلان خودروسازی ۸۰ هزار دستگاه وجود دارد، مسأله خاصی نیست و حداکثر تولید ۱۵ روز آنها است. تکمیل همان خودروها هم سبب شد تا نرخ رشد صنعتی به واسطه افزایش تولید خودرو و محصولات پتروشیمی به شدت افزایش یابد.
اما این افزایش تولید و مثبت شدن رشد صنعتی که یکی از افتخارات عملکردی وزارت صنعت، معدن و تجارت در سال ۹۳ به شمار میرفت در حالی بود که فضای بخش صنعت و معدن کشور به خصوص در آمارها و ارقام، بعد از گذشت چند ماه فضای واقعی به خود گرفت و از فصل دوم سال ۹۴، به تدریج آثار سیاستهای صنعتی و معدنی کشور هویدا شد. آنجا که رشد بخش صنعت و معدن کشور به تدریج رو به کاهش گذاشت و در نهایت آنگونه که آمارهای مرکز آمار ایران، وزارت صنعت، معدن و تجارت و حتی پژوهشهای سفارشی فعالان اقتصادی به موسسات پژوهشی بانک مرکزی روایت میکنند، این رشد به شدت منفی شد.
البته تا این لحظه هنوز هم آمار قطعی رشد صنعتی و معدنی کشور برای کل سال ۹۴ هنوز به صورت رسمی اعلام نشده است و در گزارش رسمی که وزارت صنعت، معدن و تجارت در حوزه وضعیت شاخصهای بخش صنعت و معدن و تجارت کشور در سال ۹۴ تهیه کرده، تنها رشد ۹ ماهه آن هم به روایت مرکز آمار ایران اعلام شده است. بر این اساس نرخ رشد صنعت منفی ۱ درصد و رشد بخش معدن منفی ۲ درصد اعلام شده است، یعنی در مجموع گروه صنایع و معادن منفی ۱.۲ درصد رشد را تجربه کرده است.
آغاز منفی شدن رشد صنعتی هم دقیقا با قطع اعلام آمارها از سوی وزارت صنعت، معدن و تجارت همراه شد. اگرچه محسن صالحینیا، معاون وزیر صنعت در روزهای اخیر در گفتگو با خبرنگار مهر قول داده که از خردادماه سال جاری، پانزدهم هر ماه، آمارهای رشد صنعتی، معدن و تجارت کشور را به تفکیک و به صورت رسمی اعلام کند.
حال اما گزارش وزارت صنعت، معدن و تجارت حکایت از این دارد که تولید کالاهای منتخب صنعتی در وضعیت نگران کننده بسر می برند به طوری که اکثر بخشها در سال ۹۴ رشد بالای منفی را تجربه کردند. خبرگزاری مهر، جدول آمار تولید کالاهای منتخب صنعتی کشور را منتشر میکند:
جدول تغییرات تولید کالاهای صنعتی
| نام محصول | واحد سنجش | سال ۹۲ | سال ۹۳ | سال ۹۴ | درصد تغییر ۹۴ نسبت به ۹۳ |
| انواع سواری | هزار دستگاه | ۸۹۲.۶ | ۹۵۸.۳ | ۵۵۷.۴ | ۶.۹– |
| وانت | هزار دستگاه | ۷۳.۲ | ۱۵۱.۰ | ۹۳.۳ | ۵۱.۵– |
| اتوبوس و مینیبوس | هزار دستگاه | ۱.۲ | ۰.۹ | ۰.۵ | ۳۰.۲ |
| کامیون کشنده | هزار دستگاه | ۹.۸ | ۲۱.۰ | ۶.۳ | ۵۳.۱– |
| کمباین | دستگاه | ۲۲۵.۰ | ۵۳۰.۰ | ۲۰۲.۰ | ۵۷.۵– |
| تراکتور | دستگاه | ۱۰۹۷۵.۰ | ۱۹۵۳۹.۰ | ۲۷۱۲۲.۰ | ۴۳.۸– |
| روغن نباتی | هزار تن | ۱۵۰۴.۸ | ۱۴۸۸.۸ | ۱۴۴۰.۰ | ۱.۱ |
| دارو | میلیارد عدد | ۳۷.۸ | ۳۸.۰ | ۳۴.۳ | ۰.۴– |
| پودر شوینده | هزار تن | ۶۵۴.۵ | ۶۳۱.۸ | ۶۸۳.۶ | ۳.۶ |
| لاستیک خودرو | هزار تن | ۱۹۵.۰ | ۲۲۲.۱ | ۲۱۲.۳ | ۱۲.۲– |
| انواع کاغذ | هزار تن | ۴۵۵.۵ | ۴۸۸.۹ | ۵۵۹.۵ | ۶.۸– |
| کارتن | هزار تن | ۳۴۴.۶ | ۳۶۳.۸ | ۳۷۵.۱ | ۵.۳– |
| نئوپان | هزار مترمکعب | ۷۶۲.۱ | ۹۵۹.۵ | ۹۲۱.۸ | ۲۰.۶– |
| فیبر | هزار مترمکعب | ۶۰۱.۲ | ۵۲۳.۳ | ۴۳۵.۳ | ۱۴.۹ |
| سموم دفع آفات نباتی | هزار تن | ۲۶.۹ | ۳۲.۳ | ۳۵.۱ | ۱۶.۸– |
| روغن موتور صنعتی تصفیه اول | هزار تن | ۴۴۲.۴ | ۵۱۰.۱ | ۸۱۴.۲ | ۱۳.۳– |
| ال ای بی | هزار تن | ۱۴۵.۱ | ۱۳۵.۱ | ۱۲۶.۹ | ۷.۴ |
| دی ام تی | هزار تن | ۲۰.۵ | ۲۶.۲ | ۴۱.۴ | ۲۱.۹– |
| دوده | هزار تن | ۷۹.۴ | ۷۴.۲ | ۸۱.۸ | ۷.۱ |
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
ضیاء مصباح
آرزوهای میرزاتقیخان امیرکبیر،میرزاحسینخان سپهسالار و… برای گشودن راه پیشرفت و ترقی در دوران ناصرالدینشاه، نهتنها راه را در آن شرایط نگشود بلکه تا حدودی حلقه را تنگتر کرد؛ ولی سرانجام ١٠ سال بعد به صدور فرمان مشروطیت منجر شد. امروز، ١٣۴سال از تولد دکتر محمد مصدق میگذرد. شخصیت خاص این چهره ملی و انطباق وضع و سرنوشت او با روایتی از فلسفه تاریخ، به بینش و منش ایشان مربوط میشود، زیرا در طبیعت ارثی و اکتسابی معیارها و ارزشهای این بزرگمرد وارسته، اصول و موازینی از باورها، اعتقادات، خلقیات و ادراکات وجود دارد و در نتایجی متبلور میشود که در سیر حوادث و وقایع اثرگذار بوده است.
نخستوزیر مورد اعتماد ملت ایران، از فساد در همه ابعاد مادی و معنوی مبرا بود. بهعبارت دیگر دانش، آگاهیها و منش والای او در زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی توأمان بود و این خصلتها حقیقت وجودی و ذات شخصیتی را تشکیل میداد که در مسیر اجتماعی با واقعیتهای مسلط بر فرهنگ سنتی جامعه آن روز ایران هماهنگ نبود. کارنامه این مبارزه، تمامی مقامات و مناصبی که او در این دوران تصدی کرده؛ از حضور مؤثر در استان خراسان تا دورانهای مختلف وزارت، وکالت، حکومت ایالات، دوران زندان و تبعید رضاشاهی، دوسالوچندماهه نخستوزیری و سرانجام محاکمه و زندان و تبعید او را دربر میگیرد. او در تمامی دوران عمر اجتماعی -سیاسی خود، هرگز از شناکردن در مرداب اواخر سلطنت قاجار و اوایل سلطنت رضاشاه و در بخشی از دوران پس از زندان و تبعید خانگی رضاشاه و محمدرضاشاه نهراسید و با اتکا به شجاعت اخلاقی و وجدان ذاتی خود، هر دعوتی را برای خدمت به مملکت و مردم ایران، برخلاف عوامفریبان و مرعوبان قدرت، خالصانه پذیرفت. انگیزه ذاتی او برای خدمت، برآمده از اتکایبهنفس و اعتقاد به خدمت به مردم نیازمند و درتنگنامانده و ناشی از بیاعتنایی به هرگونه تمسخر و افترا از سوی بداندیشان و دشمنان فضیلت بود. پیکر مصدق، کماکان تا انتقال به مزار شهدای سی تیر، در منطقهای دور از تهران آرمیده است. در زندگی این مرد سیاست و اخلاق، چند نکته مشهود است. وقتی بهدلیل درگیری با واقعیتهای مسلط، راه پیشرفت او در مبارزه با بیقانونی و خروج از وضع موجود مسدود میشد، هرگز با توجه به مراعات هر مصلحتی، با «واقعیت» مسلط بر «حقیقت» مورد اعتقاد خود به معامله ننشست. مهمترین گامی که دکتر مصدق در جهت تثبیت شخصیت ممتاز اخلاقی خود در تاریخ پرماجرای وطن ما و در جنگ حقیقت با واقعیتهای کمرشکن مسلط بر جامعه خود برداشت،
مخالفت او با سلطنت سردار سپه در سال ۱۳۰۴ و ماجرای نخستوزیری و ملیشدن صنعت نفت بود. مصدق با آنکه از عاقبت مخالفت خود در مجلسی که مرکب از وکلای مرعوب یا مجذوب و امیدوار به الطاف پهلویها بود، به همان قولی که در جلسه مشورتی با مستوفیالممالک، مشیرالدوله و مؤتمنالملک به خاطر تردید آنها و خودداریشان از شرکت در جلسه سرنوشتساز تاریخی داده بود، عمل کرد. آنجا گفته بود آقایان به توپچی یک عمر حقوق میدهند که یک روز توپ در کند. دکتر با شناخت واقعیت مسلط بر جلسه و فضای بیرون از جلسه که از قبل با تبانی و توطئه طرفداران امپراتوری انگلیس و مزدوران رئیسالوزرا تعبیه شده بود، با مخالفت با سلطنت سردار سپه به جنگ واقعیت رفت و سرنوشت این چهره آزاده همراه با اثرگذاری عمیق سیاسی و اجتماعی در تاریخ معاصر منطقه ماندگار شد. داستان نخستوزیری و تلاش او در مبارزه برای تهیه و تصویب قانون ملیشدن صنعت نفت و خلعید از نفوذ و دخالت امپراتوری انگلیس را که با تمام قدرت در برابر شرکت نفت ایران و انگلیس (بریتیشپترولیوم) ایستاد نیز همگان میدانند و در هزاران مکتوب بهتفصیل آمده و از زوایای گوناگون تجزیه و تحلیل شده است. اراده او و آگاهی عمیق از سیاستهای مسلط بر روابط و مناسبات بینالمللی و شناخت مواضع ناهنجار فرهنگ اجتماعی و سیاسی جامعه خود، این فرصت را فراهم کرد تا در راهی گام بردارد که به عقیده یکی از معدود روشنبینترین و خردمندترین مردان سیاسی و اجتماعی تاریخ معاصر (شادروان خلیل ملکی) به جهنم ختممیشد.
آنجا که ملکی گفته بود: «آقای دکتر مصدق شما بهسوی جهنم میروید. اما ما تا جهنم بهدنبال شما هستیم». گو اینکه ملکی نیز بهخاطر ایمان دیرینه خود به حقیقت و نفرت از واقعیت مسلط نظیر دکتر مصدق با رفتن به درون جهنم پس از کودتای آمریکایی، انگلیسی و درباری سر از زندان فلکالافلاک درآورد و بار دیگر با تلاش برای رساندن صدای حقیقت در فضای تاریک واقعیت نفسگیر پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، کارش به زندان استبداد محمدرضاشاه کشید. نکتهای از هزاران سند مربوط به موضعگیری امپراتوری انگلیس در برابر دولت دکتر مصدق و خلعید از شرکت غاصب انگلیسی نفت ایران گزارش محرمانه امانوئل شین ول، وزیر دفاع حکومت کارگری انگلیس، به نخستوزیر است به تاریخ تیرماه ۱۳۳۰ (جولای ۱۹۵۱) به این عبارت: «اگر به ایران اجازه داده شود که در این مبارزه پیروز شود، مصر و دیگر کشورهای خاورمیانه هم به پیروی از آن تشویق خواهند شد، اقدام بعدی ممکن است ملیکردن کانال سوئز باشد» که ملی شد! برنامه دولت دکتر مصدق در دو ماده خلاصه میشد که گوهر حقیقتطلبی او در مبارزه با واقعیت استعمار بیگانه و استبداد سلطنت است: اول: استیفای حقوق مردم ایران از منابع و ذخایر غارتشده مملکت به وسیله بیگانگان و دوم: اصلاح قانون انتخابات.
(مفهوم «استیفای حقوق مردم ایران» و ضرورت واژه «مبارزه» در گزارش وزیر دفاع انگلیس، مطلبی دیگر میطلبد).
از: شرق
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
تصاویر حکایت از اعتراضات رو به رشد گروههای اجتماعی در ایران دارد
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
حسین دهدشتی نماینده آبادان در نطقی در صحن علنی مجلس از محدودیت های رسانه ای وضع شده علیه محمد خاتمی، رئیسجمهور اسبق ایران، انتقاد کرد.
آقای دهدشتی در نطق امروز ۲۸ اردیبهشت (۱۷ مه) گفت: “خنده دار نیست اگر من الان بگویم سید محمد خاتمی، فردا خبرنگار جرات نکند اسم ایشان را بیاورد و بنویسد دهدشتی گفت رئیس دولت اصلاحات؟”
نماینده آبادان افزود “خنده دار است” که تلویزیون رسمی کشور تصویر نخست وزیر اسرائیل را پخش میکند اما از پخش تصویر محمد خاتمی رئیس جمهور پیشین جمهوری اسلامی ایران “ابا دارد”.
در حالی که حسن روحانی، رئیس جمهور و رئیس شورای عالی امنیت ملی ایران اعلام کرده این شورا مصوبه ای درباره ممنوع التصویری آقای خاتمی ندارد، غلامحسین محسنی اژه ای معاون اول قوه قضائیه گفته آقای روحانی “یا براثر غفلت حرفی زده یا خواستهاست شوخی کند”.
آقای محسنی اژه ای گفته “ممنوع التصویری رئیس جمهور اسبق” به استناد یک مصوبه قدیمی شورای عالی امنیت ملی بوده که در آن، اختیار تعیین برخی محدودیت های رسانه ای به دبیرخانه این شورا داده شده است. وی در عین حال افزوده که این ممنوعیت، “دستور قضایی هم داشته است”.
آقای دهدشتی با اشاره به چنین اظهارنظرهایی در مورد ممنوع التصویری محمد خاتمی، از کسانی انتقاد کرده که به تعبیر او “روزی میگویند مصوبه شورای امنیت ملی است و روز دیگر از دستور دادستانی سخن میگویند”.
نماینده آبادان در مجلس با ذکر اینکه “من که نماینده مردم هستم نمیدانم این حکم از کجا صادر شده و قانونی هست یا نه” پرسیده: “[اینکه] فردی که مورد اعتماد و وثوق و مردم است را زیر بار شدیدترین حملات صداوسیما و تریبونهای رسمی و غیر رسمی ممنوع التصویر و ممنوع البیان کرده و اجازه دفاع از خود هم به او ندهیم اخلاقی است؟”
نماینده آبادان افزوده است: “طبق اصل سی و هفتم قانون اساسی اصل بر برائت است و هیچکس از نظر قانون مجرم شناخته نمی شود، مگر این که جرم او در دادگاه صالح اثبات شود. قانون اساسی که نباید فقط زینتالمجلس ما باشد.”
او از فشارهای وارده به حسن روحانی رئیس جمهور فعلی هم انتقاد کرده و این رفتار را “اخلاقی” ندانسته که “عدهای به خاطر انتخابات ریاست جمهوری سال آینده دستاوردهای دولت جمهوری اسلامی را زیر سوال ببرند”.
آقای دهدشتی گفته است: “به قدری فضا را مسموم کردهاند که ما انتقاد منطقی و سازنده هم از دولت نمیتوانیم انجام دهیم. چرا که یا ابزاری برای فشار به دولت و بهره برداری جناحی میشود یا در هیاهوی تخریبهای ناجوانمردانهشان گم میشود.”
از: بی بی سی
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
صبح روز جاری حکم اعدام شش زندانی، با اتهامات مربوط به “مواد مخدر” که روز گذشته به سلول انفرادی منتقل شده بودند، در زندان مرکزی ارومیه اجرا شد.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سحرگاه امروز شش زندانی محکوم به اعدام با اتهامات مواد مخدر از بند ۱۵ زندان مرکزی ارومیه به دار آویخته شدند.
هرانا روز گذشته در گزارشی ضمن اعلام خبر انتقال آنان به سلول انفرادی اسامی احراز شده آنان را منتشر کرده بود:
۱- ناجی کیوان، شهروند کرد اهل ارومیه
۲- نادر محمدی، شهروند کرد اهل ارومیه
۳- علی شموگردیان، شهروند کرد اهل ارومیه
۴- عزیز نوریآذر، شهروند ترک اهل ارومیه
۵- فریدون رشیدی، شهروند کرد اهل ارومیه
۶- حیدر امینی، شهروند کرد اهل سلماس
هرانا پیشتر در دو لیست جداگانه به ترتیب هویت ۵۶ و ۶۹ تن از زندانیان محکوم به اعدام به ترتیب با اتهامات قتل و مربوط به مواد مخدر در زندان مرکزی ارومیه را منتشر کرده است.
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
گفتهاند وقتی انسان با خدا صحبت میکند عبادت است، اگر خدا با انسان صحبت کند جنون است. در حالت دوم، فرد را در جاهایی از دنیا به زندان میاندازند. یا ممکن است به بیمارستان روانی بفرستند. در همین لحظه در زندانها و بیمارستانهای روانی ایران مدعیان مهدویّت آب خنک یا داروی تلخ میخورند (زمانی که در بیمارستان روانی کار بالینی میکردم در میان آنها زنان هم بودند و البته این استدلال را که منجی مذکـّر است نمیشنوند یا نشنیده میگیرند).
فکر انسان لایهبندیهایی دارد که میتوان به کشوهای نامرتبط تشبیه کرد. این فکر در این مورد خاص کاربرد دارد و آن عقیده در آن مورد معین. انسجام فکر و احساس و حرف و عمل رهنمود درستی است که باید از کودکی به افراد آموخت اما آدمها به یک اندازه قادر نیستند عقاید ناسازگار و احساسات متضاد را به هم ربط دهند. اگر تمام اسباب و اثاثیهشان را در گونی بزرگی بریزند و هرگاه مثلاً به قلم یا جوراب نیاز دارند همه را کف اتاق کپّه کنند گیج و گرفتار و عصبی میشوند. پس کشو بالا سمت چپ برای نوشتافزار و کشو پائین سمت راست برای پایافزار. قاعدهٔ روابط با خودی و همکیش در این قوطی، دستورالعمل رفتار با اجنبی و کافر در آن یکی.
در موضوعهای فیصلهناپذیر هم اقلام را مجزّا نگه میداریم و در کشوهای جداگانه میگذاریم. الهیات و ماوراءطبیعه یکی از آنهاست. یا حتی تقدم و تأخر اقلام را پسوپیش میکنیم و علت و معلول را به ترتیبی که دلمان بخواهد و برایمان راحتتر باشد میچینیم. ۱) انسان به اخلاق پیشینی و پیشفرض نیاز دارد؛ ۲) کسانی وجود خدا را ضروری میبینند. پس چه عیبی دارد حتی وقتی میبینیم خداباورانی از اخلاق مورد نظر بهرهٔ چندانی نبردهاند بگوییم چون خدا هست اخلاق هم هست و اولی منشأ دومی است؟
در مناظرهٔ تلویزیونی برنامهٔ پرگار بر سر چند و چون ارتباط خدا و انسان اِشکال اساسی این بود که با منطق واحد و عام نمیتوان پیش رفت. و تازه منطق مفروض را چه کسی از چه زاویهای اِعمال کند: از درون حیطهٔ خداشناسی یا از بیرون آن؟
عبدالعلی بازرگان در حیطهٔ نخست است و لحن و سبک و محتوای گفتارش از نوع معلم تعلیمات دینی: اینها را بشنوید و بخوانید و از بر کنید و امتحان بدهید و تمام. نه تنها اظهار نظر که حتی سؤال نامتعارف در چنین کلاسی قابل تحمل نیست: آدم هرچه به فکرش برسد بر زبان نمیآورد و هرچه را بر زبان جاری شد نمینویسد. معلم خوشخلق تعلیمات دینی وقتی لفّاظانه و شدیداً حقبهجانب میپرسد: یعنی آن همه آدم طی قرون بیخودی ایمان آوردند و در راه عقیده شهید شدند، در واقع با ملایمت تهدید میکند مواظب حرف دهنتان باشید وگرنه برایتان گران تمام میشود: آهسته بگویید که اندر پس دیوار. . . .
دانشمند محترم منظور بدی ندارد؛ عمری به جلسات تلقین و تکرار خو گرفته است، مدعا عین برهان و عین نتیجه، و گله دارد که ما پنجاه سال چنین حرفهایی نداشتیم.
عبدالکریم سروش هم در حیطهٔ ایمان اما از بالا بحث میکند. وقتی میگوید تبیین دین کار اصحاب دیانت نیست یعنی ارتباط بیواسطه با مفاهیم متعالی تجویز میکند. اما آیا همه میتوانند چنین ارتباطی برقرار کنند؟ البته که نه. پس چه باید کرد؟ عملاً یعنی این اصحاب دیانت بروند پی کارشان و یک عده اصحاب دیانت دیگر جای آنها بنشینند. چه تضمینی وجود دارد که جایگزینها بهتر از کنونیها باشند؟ تضمینی وجود ندارد. هندوانهٔ دربسته است. یا شانس و یا اقبال.
آقای بازرگان از هیچ نظر هماورد آقای سروش نیست و چه بهتر که چنین مناظرهای را تکرار نکند. اما آقای سروش هم ظاهراً در ادامهٔ سیر و سلوک خویش در تنگنایی گیر افتاده است که به بنبست میماند. اگر خداپرستی را ترک کند ممکن است بسیاری مخاطبانش را که در آن حیطهاند از دست بدهد بیآنکه خداناباوران جای خالی آنها را پر کنند. اگر در دایرهٔ آن بماند ناچار است بر فراز موضوعی بسته و محدود بالبال بزند.
شاید بتوان گفت هستهٔ نرم دین حیرت انسان است در برابر معنی زندگی و وحشتش از مرگ که غلافی سخت از طلا و آهن و قدرت دنیوی روی آن را پوشانده. در بابل و سرزمین مایا و مصر و پارس و اورشلیم و واتیکان و مکه و بغداد و قاهره و قم همین بوده و همین خواهد بود. بحث کلامی در باب وحی در بهترین حالت میتواند بازتاب موازنهٔ قوا در سطح جامعه بین هستهٔ نرم فلسفی و روکش سخت طلا و آهن باشد. در تقابل ایمانآوردگان و شکاکان، تردمیل بحث کلامی، هراندازه پرشور و دارای لحظات غافلگیرکننده، بهخودی خود حرکت از هیچجا به سوی هیچجاست.
در این لحظه موضوع واقعی این است که مسلمانان قرار بود دنیا را بهشت کنند اما زندگی خودشان غالباً جهنم است. در چنین شرایطی، بگومگو بر سر اینکه متون مقدس چگونه تدوین شد بازی با کلمات و تعیین تعداد دندانهای اسب از خلال آثار ارسطوست. و تازه صدها کتاب در این زمینه در کتابخانههای جهان خاک میخورد. میتوان چندتا از آنها را برداشت و ترجمه یا نقد کرد. فقط تولید نظریه دربارهٔ حدس و گمانهایی پیرامون خیالات کافی نیست وگرنه حال و روز صحاری خاورمیانه اکنون این نبود.
در آن مناظره موضوع حالات غیرعادی شکافته نشد. جای بحث غرانیق هم خالی ماند و جای جبرئیل که در قسمت دوم تنها یک بار اشارهای گذرا به او شد. نادیده ماندن پرسوناژی با نقشی به آن درجه از اهمیت در ارتباط خدا و انسان جای تعجب داشت.
۲۶ اردیبهشت ۹۵
از: سایت محمد قائد
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
کارگران چوب و کاغذ ایران (چوکا) باردیگر دست به تجمع اعتراضی زدند ومانع ورود مدیران به کارخانه شدند
صبح امروز۲۸اردیبهشت ماه،کارگران کارخانهی چوکا برای سومین بار در سال جاری و عدم تحقق وعده ی مسئولان کارخانه و مسئولان سیاسی شهرستان رضوانشهر و استان گیلان تجمع اعتراضی برگزار کردند.
کارگران معترض علاوه بر درخواست برای پرداخت حقوق خود، از ورود مدیر عامل کارخانه و مدیر امور مالی و اداری آن ممانعت به عمل می آورند.
به گزارش۲۸اردیبهشت ماسال نیوز، کارگران کارخانهی چوب و کاغذ ایران (چوکا) صبح امروز بار دیگر و برای سومین بار در سال جاری به دلیل عدم پرداخت معوقات خود در پشت درب ورودی این کارخانه تجمع کردند.
کارگران علاوه بر درخواست برای پرداخت حقوق خود، از ورود مدیر عامل کارخانه و مدیر امور مالی و اداری آن ممانعت به عمل می آورند.
در پی تجمع صبح امروز مدیر عامل و مدیر امور اداری و مالی کارخانه ی چوکا به فرمانداری شهرستان رضوانشهر احضار شده اند.
***
تجمع ۲روزه کارگران کارخانه نساجی الگانت دراعتراض به عدم پرداخت ۳ماه حقوق و۲سال عیدی
طی روزهای ۲۲ و۲۳اردیبهشت ماه،کارگران کارخانه نساجی الگانت دراعتراض به عدم پرداخت ۳ماه حقوق و۲سال عیدی دست به تجمع اعتراضی در کارخانه زدند.
به گزارش۲۸اردیبهشت ایلنا،حدود ۱۷۰ کارگر شاغل در کارخانه «الگانت» که در زمینه تولید انواع پارچه های پرده ای در استان سمنان فعالیت دارد دست کم بابت سه ماه مزد معوقه طلب کارند. همچنین هنوز عیدی و پاداش سال و ۹۴و۹۳به کارگران پرداخت نشده است.
به گفته کارگران الگانت، کارفرما این واحداز ابتدای سال گذشته به دلیل کمبود نقدینگی توان پرداخت به موقع دستمزد کارگران را ندارد وآنها در چند ماه گذشته بجز دستمزد فروردین ماه سال جاری مبلغ بسیار ناچیزی را بصورت علیالحساب دریافت کرده اند.
همچنین درباره وضعیت نیروی کار کارخانه گفته میشود که این واحد نیمه اول سال گذشته حدود ۳۰۰ کارگر داشته است اما به دلایل نامعلومی که اطلاعات آن در دست نیست نیمه دوم سال تعداد قابل توجهای از کارگران این کارخانه به نوعی فعالیت شغلی خود را از دست داده اند.
از قرار معلوم، طی روزهای ۲۲ و۲۳اردیبهشت ماه جمعی از کارگران این کارخانه در اعتراض به وضعیت موجود، تجمعات اعتراضی را در محوطه کارخانه ترتیب داده بودند اما کارفرما با پرداخت بخش کمی ازبدهی خود به کارگران موفق شده است موقتا به اعتراض صنفی کارگران خاتمه بدهد.
به گفته کارگران این واحد تولیدی، کارخانه الگانت با سرمایه گذاری مشترک دو کشور ایران وترکیه در شهر سمنان احداث شده و در حال حاضرفعالیت تولیدی خوبی دارد.
***
بست نشستن ۲کارگر بیکار شده کارخانه فولاد زاگرس برای دومین روزمتوالی
دو کارگر بیکار شده فولاد زاگرس که در هفته های گذشته چندین باربه تهران آمده اند ، برای دومین روز متوالی در وزارت کار در انتظار پاسخ مسئولان هستند.
به گزارش۲۸اردیبهشت ایلنا،دو کارگر بیکار شده فولاد زاگرس به نام های «احمد امینی» و «علیرضا رستمی» که در هفته های گذشته چند بار جهت پیگیری بیمه بیکاری به تهران آمده اند،برای دومین روز جهت پیگیری بیمه بیکاری در وزارت کار به سر می برند.
این کارگران که با نامه معرفی برای دریافت بیمه بیکاری هفته گذشته به کردستان بازگشتند، پس از بلاتکلیفی مجدد و عدم پاسخگویی مسئولان استانی، به تهران بازگشتند و امروز برای دومین روز پیاپی به وزارت کار مراجعه کرده اند.
این دو کارگر در حالی که یک پلاکارد را به نشانه اعتراض مقابل وزارت کار در دست گرفته اند می گویند، در وزارتخانه نیز کسی پاسخگو نیست و به ما گفته اند که اداره کار استان باید نظر کتبی خود را ابلاغ کند، اما مدیریت روابط کار استان کردستان تا کنون از ارسال این نامه خودداری کرده است.
امینی و رستمی می گویندبیش از یک سال که بیکاریم، در این وضعیت بارها به تهران آمده و دست خالی بازگشتهایم برای همین اکنون خواهان روشن شدن وضعیتمان هستیم.
***
عدم پرداخت ماه ها مطالبات کارگران شهرداری امیدیه
کارگران شهرداری امیدیه در استان خوزستان میگویند که پیمانکار شرکت «فولاد بستر خوزستان» در مقام کارفرما هنوز بابت مطالبات مربوط به ۵ ماه دستمزد پرداخت نشده با آنها تسویه حساب نکرده است.
به گزارش۲۸اردیبهشت ایلنا،تعدادی از کارگران شهرداری امیدیه افزودند: بهصورت مشخص حدود ۲۶۰کارگر در شهرداری امیدیه و سازمانهای وابسته به آن به صورت پیمانی وقرار دادی مشغول کارند؛ که از آذر ماه سال گذشته (۹۴) دستمزد نگرفته اند.
همچنین به گفته کارگران علاوه بر تاخیر ۵ ماهه در پرداخت دستمزد ۲۶۰ کارگر، پیمانکار سابق بخش خدماتی وفضای سبز شهرداری امیدیه در پرداخت حق سنوات سال ۹۲به همراه حق مرخصی ویک یک ماه حقوق فروردین ماه سال ۹۳ به ۶۴ کارگر بدهکار است.
این کارگران میگویند جدا از آنکه در نتیجه استمرار این وضعیت دستمزدهای آنها دیگر پاسخگوی هزینه های زندگی نیست، پیمانکار کنونی در حال حاضر بابت حدود ۱۷۵روز مزد معوقه بدهکار است.
همچنین از قرار معلوم علاوه بر تاخیر ۵ ماهه در پرداخت دستمزد ۲۶۰ کارگر، پیمانکار سابق بخش خدماتی وفضای سبز شهرداری امیدیه در پرداخت حق سنوات سال ۹۲به همراه حق مرخصی ویک یک ماه حقوق فروردین ماه سال ۹۳ به ۶۴ کارگر بدهکار است وکارگران در این زمینه به مراجع قانونی شکایت کرده اند.
به گفته کارگران با وجود آنکه مراجع قضایی خوزستان حکم به پرداخت مطالبات کارگران از سوی کارفرمای شرکت پیمانکاری (شمس گستر جنوب) کرده است اما پیمانکار سابق توجهای به این موضوع ندارد.
بر پایه اطلاعاتی به نقل از این کارگران،شهرداری امیدیه کمبود منابع مالی را بهانه پرداخت نکردن مطالبات کارگران عنوان میکند این در حالیست که شهرداری از وضعیت مالی خوبی بر خوردار بوده و هم اکنون چند پروژه فضای سبزدر دست اجرا دارد.
کارگران پیمانی شهرداری امیدیه خواستار آن هستند تا شهردار در مقام کارفرمای اصلی مطالبات معوقه کارگران را پرداخت کند اما در نتیجه پی گیری کارگران از شهرداری هیچ نتیجهای حاصل نشده است.
***
عدم پرداخت۳ماه حقوق بیش ازهزارکارگر پیمانکاری فازهای ۲۰ و ۲۱ عسلویه
علیرغم گذشت دو ماه از سال جدید، دستمزد اسفندماه کارگران پیمانکاری فازهای ۲۰ و ۲۱ عسلویه همچنان پرداخت نشده باقی مانده است.
به گزارش۲۸اردیبهشت ایلنا،منابع خبری در عسلویه از عدم پرداخت دستمزد اسفند ماه کارگران پیمانکاری فازهای ۲۰ و ۲۱ خبر دادند.
به گفته این منابع، علیرغم گذشت دو ماه از سال جدید هنوز مطالبات مزدی سال گذشته کارگران پرداخت نشده است.
علاوه بر این، مطالبات مزدی کارگرانی که با آنها تسویه حساب صوری انجام شده است و در سال جدید قرارداد ندارند نیز پرداخت نشده است.
از قرار معلوم، براساس وعده های کارفرمایان، قرار است روز تعطیل پانزدهم خردادماه، دستمزد اسفندماه این کارگران که تعداد آنها بیش از هزار نفر برآورد میشود، پرداخت گردد.
این کارگران در شرکتهای پیمانکاری دست چندم مشغول به کار هستند و تنها پرداختی که به آنها در سال جدید انجام شده است مربوط به دستمزد بهمن ماه سال گذشته است.
***
عدم پرداخت۵ماه حقوق وعیدی۳۰۰کارگرفضای سبز شهرداری بجنورد
خبرکوتاه:فارس طی گزارشی بتاریخ۲۸اردیبهشت ماه از عدم پرداخت۵ماه حقوق وعیدی۳۰۰کارگرفضای سبز شهرداری بجنورد،خبرداد.
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
بعد از موافقت وزیر اقتصاد با استعفای رئیسکل بیمه مرکزی، طبق اساسنامه این شرکت فعلاً قائممقام بیمه مرکزی سکان امور را بهعهده میگیرد.
به گزارش مستبین، علی طیبنیا ساعتی قبل با استعفای محمد ابراهیم امین رئیس کل بیمه مرکزی موافقت کرد. علت این استعفا حواشی بهوجود آمده در کشور پیرو انتشار فیشهای حقوقی چند دهمیلیونی مدیران بیمه مرکزی بود.
هنوز دولت و وزیر اقتصاد به تصمیم قطعی برای ریاست جدید بیمه مرکزی نرسیدهاند ولی طبق ماده ۲۳ اساسنامه بیمه مرکزی در صورت استعفا یا برکناری رئیس کل بیمه مرکزی، قائممقام وی مدیریت امور را تا انتخاب رئیس جدید بهعهده میگیرد.
بر همین اساس، خسروشاهی قائممقام بیمه مرکزی از امروز تا انتخاب رئیس جدید سکاندار بیمه مرکزی خواهد بود.
در حالی که محمد ابراهیم امین به علت حواشی پیش آمده در کشور پیرامون حقوق های چند ده میلیونی استعفا داده است، رئیس جدید بیمه خود یکی از کسانی می باشد که دارای فیش حقوقی چند ده میلیونی بوده است.
فیش حقوق ۸۷ میلیونی یک مدیر بیمه
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
رییس سازمان نظام روانشناسی با اشاره به اینکه ۹۵ درصد ایرانیها برای تامین معاش خود در استرس هستند، از بیتوجهی به مسائل روانشناختی و بهداشت روان در طرح تحول سلامت انتقاد کرد.
عباسعلی اللهیاری (رییس سازمان نظام روانشناسی و عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس) در گفتوگو با خبرنگار ایلنا در واکنش به اینکه گفته میشود؛ ۳۴ درصد مردم تهران از اختلالات روانی رنج میبرند، گفت: هنوز تحقیق جامعی با متدولوژی علمی و رعایت همه مولفههای تحقیقی در خصوص میزان اختلالات روانی در کشور انجام نشده است، اما به طور کلی این واقعیت که اختلالات روحی، روانی در کشور در حال افزایش است؛ احساس میشود.
وی با اشاره به اینکه اختلالات روانی یک مختصات به خصوصی دارد و نظام طبقه بندی و مشخصههایی برای آن وجود دارد، افزود: به طور مثال وقتی از اضطراب و افسردگی نام میبریم؛ باید بر اساس معیارهای تشخیصی از ۱۰ نشانه افسردگی، ۶ مولفه برای مدت زمان مشخصی وجود داشته باشد و نشانههای اصلی آن نیز افت عملکرد فرد در حوزههای اجتماعی، شغلی و تحصیلی است.
اللهیاری افزود: به صرف اینکه یک حالتی از افسردگی نظیر پوچی، بیمعنایی و بروز افکار خودکشی در شخصی دیده شود؛ نمیتوان گفت که این فرد افسرده است، چراکه افسردگی و اختلالات روانی دارای تعریف ویژه خود هستند.
استرس و فشار روانی در جامعه بسیار بالاست
رییس نظام روانشناسی کشور، بیکاری را یکی از علتهای ظهور و بروز اختلالات روانی و آسیبهای اجتماعی دانست و بیان کرد: بر اساس متدولوژی علمی افرادی که اشتغال پیدا میکنند، هویت شغلی و رضایت از زندگی و در واقع نوعی آرامش و سلامت روانی پیدا میکنند، ولی افراد بیکار احساس پوچی، بیمعنایی و بیهویتی دارند و اگر این بیکاری مزمن باشد؛ خود میتواند به نوعی اختلال روانشناختی تبدیل شود.
وی ادامه داد: وقتی مدت زیادی فرد بیکار است؛ انواع و اقسام آسیبهای اجتماعی برای وی مترتب میشود. بنابراین بیکاری یک از مسائلی است که اختلالات روانی و افسردگی را در جامعه تشدید میکند.
عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس افزود: ما در جامعهای زندگی میکنیم که استرس و فشار روانی در آن بسیار بالا است به طوریکه شاخص رنج روانی که برای میزان سنجش استرسی است که شهروندان در طول روز برای امرار معاش خود تحمل میکنند؛ در جامعه ایرانی ۹۵ درصد اعلام شده است؛ یعنی از هر ۱۰۰ نفر ایرانی ۹۵ نفر برای امرار معاش خود استرس دارند که این استرس به خودی خود به بروز بسیاری از مسائل دیگر منجر میشود.
مهارت مقابله با تنشهای عصبی به مردم آموزش داده نمیشود
اللهیاری با بیان اینکه در نظام آموزشی ما بیشتر محفوظات، رشدشناختی و افکار شهروندان مورد توجه است، گفت: کودکان ایرانی در زندگی اجتماعی، تحصیلی و شغلی مقابله با استرس و بحرانهای زندگی را یاد نمیگیرند و این مساله که اگر با مشکلی مواجه شدند، چطور باید آرامش خود را حفظ کنند و تفکر حل مساله و صلح با خویشتن داشته باشند را آموزش نمیبینند.
وی با تاکید بر اینکه نوع آموزشهایی که به شهروندان داده میشود؛ آموزشهای کارآمدی نیست و مهارتهای زندگی به درستی آموزش داده نمیشود، افزود: افراد دچار عصبیت و ناراحتی و دچار تنشهای روانی میشوند بدون اینکه مهارت مقابله با این تنشها را فرا گرفته باشند.
کمتر از ۳ درصد بودجه سلامت کشور صرف سلامت روان میشود
رییس سازمان نظام روانشناسی با بیان اینکه مفهوم سلامت یک مفهوم جامع است و تنها ۱۵ تا ۲۰ درصد سلامت جسمانی را در برمی گیرد، گفت: نزدیک به ۸۰ درصد سلامت روانشناختی سلامت روانی و معنوی است، ولی متاسفانه ما بر اساس یک تصور سنتی غلط و موروثی از گذشته سلامت را سلامت جسمانی گرفتهایم و وزارت بهداشت را هم متولی سلامت از تولد تا مرگ قلمداد میکنیم.
وی تصریح کرد: در کشورهای اروپایی ۷۵ درصد از بودجه سلامت صرف سلامت روانشناختی، سلامت اجتماعی و سلامت معنوی میشود، اما در ایران از کل بودجه سلامت کمتر از ۳ درصد صرف سلامت روان میشود که این مقدار نیز تنها به تختهای بیمارستانی و بیمارانی که در بیمارستانهای روانی بستری میشوند؛ تخصیص مییابد.
حفظ سلامت روان در کشور رها شده است
اللهیاری بیان کرد: متاسفانه حفظ سلامت روان و سلامت اجتماعی در کشور ما رها شده است و به همین دلیل هم هست که حتی خانوادهها هم بیشتر به فکر سلامت فیزیکی و جسمانی هستند و وقتی فرزندانشان بیمار میشوند؛ سریعا به پزشک مراجعه میکنند، ولی اگر همان فرد حال روانشناختی خوبی نداشته باشد؛ توجهی به او نمیشود.
وی افزود: در کشور ما متاسفانه برای سلامت اجتماعی و سلامت روان برنامهریزی نمیشود و تمام برنامهریزیها در وزارت بهداشت بدنبال سلامت جسمانی است و هنوز به اهمیت سلامت روانی شهروندان پی برده نشده است.
نماینده دوره ششم مجلس شورای اسلامی با تاکید بر اینکه برای پاسخگویی به نیاز شهروندانی که دچار اختلالات روحی روانی هستند؛ باید روانشناسی، روانکاوی، روانشناسی بالینی و مشاوره علمی تقویت شود، گفت: در غیر اینصورت مردم به سراغ عرفانهای کاذب، رمالی، جادوگری و مسائلی از این قبیل میروند و مسائل متعددی برای خود و جامعه ایجاد میکنند.
ضرورت حضور روانشناس خانواده در کنار پزشک خانواده
اللهیاری با اشاره به اینکه حضور روانشناس خانوادگی در کنار پزشک خانوادگی یک ضرورت است، گفت: اما متاسفانه ما هنوز در این مسائل مشکلات فرهنگی داریم و رفتن به مطب روانشناس یک انگ و برچسب برای فرد به دنبال دارد.
رییس سازمان نظام روانشناسی با بیان اینکه در دیداری که با مقام معظم رهبری داشتیم، ایشان تاکید کردند؛ «چه خوب است هر خانوده یک روانشناس داشته باشد» اظهار کرد: امروزه مراجعه به روانشناس به معنای داشتن اختلال روانی نیست، بلکه به معنای تلاش برای داشتن زندگی سالمتر و باکیفیتتر است.
نگاه پزشک سالارانه حاکم بر حوزه بهداشت و درمان کشور
اللهیاری نگاه حاکم بر حوزه بهداشت و درمان کشور را نگاه پزشک سالارانه توصیف کرد و افزود: سالها است به دنبال این هستیم که خدمات روانشناسی، مشاوره و روانشناسی بالینی را بیمه کنیم اما هنوز موفق نشدهایم؛ چرا که نگاه پزشک سالاری و نگاه جسمینگری بر کشور حاکم است.
نماینده دوره ششم مجلس شورای اسلامی با تاکید بر اینکه حاکم بودن نگاه پزشک سالارانه در کشور اجازه نداده است که روانشناسی و سلامت روان نیز در اولویت قرار بگیرد، تصریح کرد: البته حرکت ما در این زمینه رو به جلو است و اگر نسبت به یک دهه گذشته جامعه و مسوولان را بسنجیم تقریبا در حال حاضر همه پذیرفتهاند که سلامت روان نیز در سلامت جامعه نقش اساسی دارد.
بیتوجهی به مسائل روانشناختی و بهداشت روان در طرح تحول سلامت
اللهیاری با انتقاد از بیتوجهی به مسائل روانشناختی و بهداشت روان در طرح تحول سلامت اظهار کرد: بودجه طرح تحول سلامت تنها به معقوله جسمانی تخصیص داده شده و به هیچ وجه سلامت روان در اختصاص بودجه دیده نشده است.
وی ادامه داد: باور به این مساله که سلامت روان و سلامت اجتماعی باید در اولویت برنامههای سلامت محور کشور قرار گیرد؛ در بین مسئولان درمانی و بهداشتی وجود ندارد و اگر این باور وجود داشت در خیلی از برنامهریزهای کلان کشور در نظر گرفته میشد؛ همانطور که وقتی در دنیا برنامههای کلان اجرایی میشود، اثر شاخصهای مختلف در آن سنجیده میشود و اگر اثر مثبتی داشته باشد، اجرا میشود.
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
مدیرکل دفتر سلامت جمعیت وزارت بهداشت از افزایش شاخص شتاب مرگ در جوانان از سال ۷۴ تا سال ۹۳ خبر داد.
به گزارش خبرنگار ایلنا، مطلق مدیرکل دفترسلامت و جمعیت وزارت بهداشت در نشست خبری همایش ملی روز جمعیت اظهار کرد: در آستانه روز جوان و تولد حضرت علی اکبر وزارت بهداشت برنامههایی را در راستای سلامت جوانان تدوین کرده است که از هجدهم تا سیام آبانماه اجرایی خواهد کرد.
وی با اشاره به روز ملی جمعیت گفت: هر ساله برنامههایی را به مدت یک هفته همراه با نمایشگاه عکس، فیلم و کتاب در دفتر سلامت جمعیت برگزار میکنیم که این برنامهها در راستای ارتقاء سلامت جامعه و سبک زندگی اسلامی و ایرانی است.
مطلق ادامه داد: بحث خودمراقبتی، افزایش فرزندآوری، ازدواج سالم و کاهش طلاق در این هفته در دانشگاههای علوم پزشکی با همراهی مردم برگزار میشود تا بتوانیم پویایی، بالندگی و جوانی جمعیت را در کشور رقم بزنیم.
مدیر دفتر سلامت و جمعیت وزارت بهداشت با بیان اینکه روز ملی جمعیت فرصت و موقعیت خوبی است که گزارش دستگاهها شنیده شود و هرگونه نقصان هماهنگی در آنها برطرف شود گفت: در سال ۹۴ براساس روندی که آغاز شد تعداد تولدها افزایش پیدا کرده است که این امر نشاندهنده آن است که تاکنون پیشبینیهای انجام شده توسط سازمان بهداشت جهانی نتوانسته است چهره واقعیت به خود بگیرد و این چیزی نیست جز عزمی که مردم به دنبال ابلاغ سیاستهای رهبری انجام دادهاند.
وی ادامه داد: در سال ۹۴ طبق آمارهای وزارت بهداشت یک میلیون و ۵۷۷هزار تولد داشتهایم که طبق آمار ثبت احوال تولدهای ثبت شده یک میلیون و ۵۷۰هزار اعلام شده است که نسبت به سال قبل حدود ۳۶ هزار مورد تعداد تولدها بیشتر بوده است.
مطلق افزود: کاهش تعداد مرگ و میرها از جمله فعالیتهای صورت گرفته در وزارت بهداشت بوده که در سال ۹۴ یک میلیون و ۳۷۰ هزار بوده است در حالی که در سال ۹۳، ۴۴۰ هزار بوده است یعنی حدود ۷۰ هزار مورد کاهش داشتهایم.
وی ادامه داد: آخرین آماری که سازمان یونیسف نیز در خصوص مرگ نوزادان تایید کرده است ۵. ۹ در هزار تولد است که بیشتر در خصوص مرگ نوزدان نارس و نوزادان کم وزن بوده به طوری که در نوزادان پایینتر از ۵ .۲ کیلوگرم آمار مرگ و میر بیشتر بوده است.
مدیر دفتر سلامت و جمعیت وزارت بهداشت با اشاره به آمار طلاق اظهار کرد: آماری که همچنان رو به افزایش بوده آمار طلاق بوده است که در سال ۹۳ روند افزایشی طلاق روی عدد ۱۶۳ هزار بود که متوقف شد و پس از آن افزایشی نداشتهایم.
مطلق گفت: در راستای برنامههای افزایش جمعیت رایگان کردن زایمان در سراسر کشور و ترغیب ارائهدهندگان خدمت به ترویج زایمان را داشتیم و یکی از فعالیتهایی که در این زمینه اتفاق افتاد آموزش به مادران باردار در زمان باروری و در مراکز بهداشتی بود.
وی ادامه داد: برنامهریزی برای غربالگری ناباروری در راستای تشخیص و درمان زوجین نابارور از دیگر برنامههایی بود که در دفتر سلامت جمعیت وزارت بهداشت پیگیری شد.
وی با اشاره به فعالیت بنیاد برکت در مناطق محروم گفت: زوجین نابارور با همکاری وزارت بهداشت و این بنیاد در مناطق محروم تحت پوشش قرار میگیرند و تاکنون نیز با فعالیتهای این بنیاد چهار فرزند از زوجین نابارور در شهرهای سوسنگرد، شوشتر و دو شهرستان دیگر به دنیا آمدند.
وی در خصوص سن امید به زندگی در کشور اظهار کرد: این سن در خانمها ۷۴ سال و در آقایان ۷۲ سال است که وزارت بهداشت در تلاش است سن امید به زندگی را در خانمها به ۷۶ سال و در آقایان به ۷۴ سال افزایش دهد.
وی با اشاره به شاخص شتاب مرگ در جوانان اظهار کرد: طبق بررسیهایی که انجام شده، سن شتاب مرگ از سال ۷۴ در کشور افزایش پیداکرده است و این روند افزایشی تا سال ۹۳ ادامه داشته است.
مدیرکل دفتر سلامت و جمعیت وزارت بهداشت از روند رو به رشد شاخص شتاب مرگ در جوانان خبر داد و گفت: طبق بررسیها، شاخص شتاب مرگ در جوانان از سال ۷۴ افزایش پیدا کرده و این روند افزایشی تا سال ۹۳ ادامه داشته است.
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
یعقوب ملکی از زندانیان امنیتی بیمار بند هفت زندان اوین که در دوران جنگ سابقه خلبانی طولانی مدت دارد به دلیل عدم رسیدگی پزشکی در شرف نابینایی کامل قرار گرفته است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، زندانیان امنیتی و بیمار در بند هفت زندان اوین با بیتوجهی مسئولین زندان، بهداری و قاضی ناظر بر زندان مواجهند. یکی از این زندانیان یعقوب ملکی از خلبانان دوران جنگ ۸ ساله ایران و عراق است که به دلیل عدم رسیدگی پزشکی در شرف نابینایی کامل قرار دارد.
آقای ملکی از بابت قوه بینائی به بیماری نامشخصی مبتلا گشته که عملا به سمت از دست دادن کامل بینایی در پیشرفت است. درخواست های او برای اعزام به مراکز درمانی تخصصی خارج از زندان تاکنون مورد موافقت قرار نگرفته است.
لازم به یادآوری است علاوه بر یعقوب ملکی، زندانیان دیگری از جمله مرتضی رحیم طائفه، جعفر شاکری، بهزاد میرزایی، مصطفی رحیم بصیری، امید شاهمرادی، علی اعلایی، کمال فروغی، غلامرضا حسینی، علی گلی پور و یعقوب ملکی بصورت بیمار و محروم از رسیدگی پزشکی در شرایط نامساعد سالن ۱۲ بند هفت در زیر زمین و با هواخوری بسیار محدود و بدون آفتاب نگهداری می شوند.
آلودگی آب آشامیدنی و حتی آب استحمام زندانیان به قدری شدید شده است که اکثر زندانیان یا دچار دردهای کلیوی شده اند یا از ناحیه ی پوست دچار مشکل شده اند. تقریبا همه خدمات پزشکی و دارویی به هزینهی زندانیان ارائه میشود و سازمان زندان ها خصوصا بهداری زندان اقدامی برای درمان بیماران نمیکند و همه ناشی از فشارهایی است که به زندانیان وارد میشود. هم اکنون در زندان اوین و بند قرنطینه که زندانیان امنیتی و سیاسی در آن نگهداری میشوند بالغ بر ده نفر بیماری شدید دارند که عملا از دسترسی به امکانات پزشکی لازم محرومند. امید کوکبی نیز در همینبند و سالن، پس از دردهای متوالی و سالیان دراز تحمل درد در زندان، زمانی به بیمارستان اعزام شد که منجر به تخلیه کلیه وی شد.
هرانا پیشتر لیست اسامی ۵۵ زندانی سیاسی-امنیتی زندان اوین که با اتهاماتی نظیر «ارتباط با دول متخاصم» و یا «جاسوسی»، بازداشت و یا محکوم و زندانی شده اند را منتشر کرده است.
بند هفت زندان اوین متشکل از هشت سالن، یکی از بندهای بدنام این زندان است که زندانیان عمدتا با جرایم مالی در آن نگهداری میشوند اما دستکم ۵۵ زندانی سیاسی-امنیتی در کنار زندانیان معتاد به مواد مخدر و جرایم مالی برخلاف اصل تفکیک جرائم در وضعیتی بسیار نامناسب حبسهای طولانی مدت خود را طی میکنند. در این بند حداقل ۳۰ زندانی مبتلا به ایدز وجود دارد. هرانا در گزارش «آشنایی با بند هفت زندان اوین؛ تبعیدگاه زندانیان سیاسی-امنیتی» مشروحا به وضعیت این بند پرداخته است.
برچسب:
نویسنده: استخدام کار